کد خبر : 20161

روایت «نسیم توکل» از به‌ ثمرنشستن ایده عروسک ایرانی

«نازلی» آمد، باربی می‌رود؟

«نازلی» آمد، باربی می‌رود؟

عروسک ایرانی؛‌ همان‌قدر که دست‌نیافتنی به‌نظر می‌رسد، نزدیک است و در دسترس. کافی است دغدغه‌مندانی متخصص که دل‌شان برای آینده فرزندان‌مان نگران است، آستین‌ها را بالا زده و وارد میدان شوند. عروسک «نازلی»، محصول همین دغدغه‌مندی است.

به گزارش بوشهر24، مریم شریفی: شاید بگویی رییس هیات‌مدیره و مدیرعامل شرکت‌های تخصصی در حوزه حفاظت الکترونیک و الکترونیک مخابرات با مدرک دکترای کسب‌وکار را با تولید عروسک چه کار؟ اما از خودش بپرسی، این رابطه را منطقی می‌داند چون پیش از هر نقشی،‌ مادر است، مادری که نه‌فقط برای سلامت روح و ساختن شخصیت دختر خردسال خود بلکه برای پرورش همه دخترکان عزیزکرده این آب‌وخاک براساس فرهنگ اصیل ایرانی، دلش می‌تپد. این‌طور است که به‌جای نشستن کنار گود و گلایه از زمین و زمان، آستین‌های همتش را بالا زده و با تمام دانش و تجربه‌اش در حوزه کسب‌وکار و البته با تمام عشق مادری‌اش وارد میدان ساخت و تولید عروسک شده؛ یک عروسک ایرانی که علاوه‌بر زیبایی،‌ پوشش زیبا و عفیفانه دختران ایرانی در تمام تاریخ این سرزمین را به کودکان امروز یادآوری کند و یاد دهد.

«نسیم توکل» که این روزها در تدارک جشن تحقق رویای همیشگی‌اش - تولید عروسک ایرانی – است، برایمان از مسیری که او را به این آرزوی قشنگ رسانده، می‌گوید.

عروسک ایرانی، رویای همیشگی من

«همیشه با خودم فکر می‌کردم با اینکه عروسک در ایران،‌ بازار بزرگی دارد و در بسیاری از موارد، تولید آن هم به تکنولوژی خاصی نیاز ندارد،‌ پس چرا ما سهمی از این بازار نداریم و به‌کلی واردکننده‌ایم؟ همیشه دوست داشتم نه‌تنها خودمان تولیدکننده عروسک باشیم،‌ بلکه دلم می‌خواست یک چهره ایرانی تبدیل به عروسک بچه‌هایمان شود، همان‌طور که عروسک‌های معروف کشورهای دیگر هم برگرفته از شخصیت‌های قدیمی یا انیمیشن‌هایشان است. این فکر و ایده با من بود تا اینکه 5،6 سال قبل با نوشتن کتاب «باربی رفت، نازلی آمد»، اولین قدم را برای تحقق این رؤیا برداشتم.»‌ خانم مدیرعامل که مادر 3 فرزند است، برمی‌گردد به روزهای پر از شوقی که او را پیوند زده‌بود به روزهای کودکی: «فکر می‌کردم اصلی‌ترین مرجعی که می‌تواند از ایده‌ام حمایت کند،‌ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. احساس می‌کردم طرح و ایده‌ام خیلی نو و جالب است و از آن استقبال خواهد شد اما وقتی کتابم را برای انتشار به این مرکز بردم، همه‌چیز برخلاف انتظارم پیش رفت. آن‌ها چند ایراد درباره شعر و ویرایش از کتابم گرفتند که معتقدم به‌راحتی قابل رفع بود. وقتی احساس کردم تمایلی برای حمایت از این ایده ندارند، دلسرد شدم و کار را کنار گذاشتم.»

13971003000057_Test_NewPhotoFree.jpg

 

کشورهای کهن،‌ علیه باربی

«2 سال قبل وقتی دیدم کشورهای عربی یک عروسک تولید کرده‌اند که متناسب با فرهنگ خودشان است، لباس عربی می‌پوشد و...، دوباره آرزوی تولید عروسک ایرانی در دل و ذهنم زنده شد. از سال‌ها قبل می‌دانستم کشورهای عربی هم از گسترش عروسک باربی در جامعه‌شان ناراضی‌اند و دوست دارند کودکانشان با اسباب‌بازی‌های منطبق بر فرهنگ خودشان پرورش پیدا کنند. حالا از اینکه می‌دیدم آن‌ها عملاً وارد میدان شده‌اند،‌ به کشور چین سفارش تولید عروسک ویژه خودشان را داده‌اند و حالا عروسکشان یک بازار فروش بسیار بزرگ پیدا کرده است، افسوس می‌خوردم.»

نسیم توکل که با تحقیق و مطالعه روی عروسک‌های کشورهای مختلف، حالا اطلاعات خوبی در این زمینه دارد، در ادامه می‌گوید: «واقعیت این است که فقط ما نیستیم که فرهنگ و فضای تربیتی خانواده‌هایمان با عروسک باربی در تضاد است. من بعد از مدتی متوجه شدم اغلب کشورهایی که فرهنگ کهن دارند؛ مثل چین، هند و اندونزی هم عروسک باربی را تهاجم فرهنگی می‌دانند و در مقابل آن،‌ موضع دارند. مثلاً کشور اندونزی باربی را در کشور خودش و با لباس خودشان تولید می‌کند. هندی‌ها هم همین‌طور. این اتفاق در بعضی کشورهای عربی هم تکرار شده و باربی در آن کشورها کلاً لباس عربی می‌پوشد.

این موضوع حتی شامل کشورهای اروپایی هم می‌شود. به‌طور مثال، کانادایی‌ها هم درمقابل باربی، یک عروسک ویژه خودشان طراحی کرده‌اند که اسم کانادایی دارد، لباس کانادایی می‌پوشد و متناسب با فرهنگ خودشان است. این نشان می‌دهد وقتی یک عروسک آمده و دست روی فرهنگ جوامع گذاشته، بسیاری از کشورها درمقابل آن موضع گرفته و تلاش کرده‌اند با آن مقابله کنند؛ حتی اگر نمی‌توانند عروسک دیگری جایگزینش کنند، حداقل در تولید آن سهیم شده و آن را به فرهنگ خودشان نزدیک کرده‌اند تا هرچقدر که می‌توانند آسیب‌هایش را بر روح کودکان و فرهنگ جامعه‌شان کاهش دهند.»

وقتی پنجره‌ها باز می‌شود...

ابتکار عمل کشورهای عربی در به دست گرفتن بازار عروسک جامعه خودشان، همان محرکی بود که مادر خوش‌فکر 35 ساله داستان ما را دوباره برای پیگیری رویای کودکی‌هایش ترغیب کرد: «دوباره یاد کتابم افتادم و این بار سراغ یک انتشارات کتاب کودک رفتم. آشنایی با خانم «ناهید رکوعی»، یکی از اتفاقات خوب زندگی من بود. ایشان در همان جلسه اول بدون اینکه مرا بشناسد، از ایده‌ام استقبال کرد و نه‌تنها کتابم را چاپ کرد، بلکه از طرحم برای ساخت عروسک ایرانی هم حسابی استقبال و حمایت کرد. خانم رکوعی که باتوجه به تجربیات ارزشمندش در حوزه کتاب کودک، خوب می‌داند قدم‌ها در این حوزه،‌ آهسته‌آهسته برداشته می‌شود، برای تولید عروسک سرمایه‌گذاری کرد و تا همین امروز، شریک و همراه من بوده است.»‌

13971003000059_Test_NewPhotoFree.jpg

 

از «خاتون» تا «نازلی»؛ بالاخره عروسک ایرانی متولد شد

«کار تولید عروسک «نازلی» براساس شخصیت‌پردازی که در کتابم انجام داده‌بودم،‌ شروع شد. طراحی چهره این عروسک، اولین قدم در این مسیر و عملاً طولانی‌ترین مرحله کار بود چون تأکید من بر ساخت یک عروسک با چهره کاملاً ایرانی بود. شما اگر به کتاب‌های مصور قدیمی مراجعه کنید، می‌بینید «خاتون»، نماد دختر ایرانی است؛ یک دختر با صورت گرد و ابروهای پیوسته. حتی در کتاب‌های خارجی با موضوع فرهنگ و تمدن ایران هم دختر ایرانی با همین شمایل معرفی شده است. و این ویژگی،‌ او را از همه دخترهای دنیا خاص کرده؛ از دخترهای عرب و دخترهای شرقی و غربی. این، همان چهره ایرانی بود که من دنبالش بودم.»

 گمشده، پیدا شده‌بود اما این تازه اول راه بود: «متاسفانه طراحان ما،‌ هیچ‌گونه تجربه‌ای در طراحی چهره عروسک نداشتند. چهره‌پردازی برای کتاب انجام داده‌بودند اما طراحی چهره عروسک، یک تخصص است که متاسفانه ما در آن ضعف داریم. این‌طور بود که در این زمینه با آزمون و خطای فراوان پیش رفتیم. کار که به قالب‌سازی چهره رسید، باز هم دستمان خالی بود چون ما قالب‌سازی حرفه‌ای برای این طرح‌ها در ایران نداریم. درنهایت،‌ قالب‌سازی چهره عروسکمان را به چین دادیم؛‌ به کسی که تخصصش همین است و برای همه دنیا، قالب عروسک می‌سازد. ازآنجاکه آن‌ها یک علم به نام عروسک‌سازی و زیبایی‌شناسی دارند، استانداردهایی در طراحی چهره عروسک به ما گوشزد کردند که در طرحمان مراعات نکرده‌بودیم. بالاخره قالب چهره در چین درست شد اما اجزای بدن عروسک را همین‌جا در ایران درست کردیم.»

 

وقتی نازلی،‌ میزبان باربی می‌شود

«باربی رفت، نازلی آمد»؛ این آرزوی همیشگی نسیم توکل بوده که آن را در قالب داستانی آهنگین برای کودکان سروده‌است. از فضای سخت‌افزاری ساخت عروسک نازلی فاصله می‌گیرم و از محتوای این کتاب که البته با نامی دیگر همراه عروسک نازلی ارائه شده است، می‌پرسم و توکل در جواب می‌گوید: «در داستانی که به زبان شعر برای بچه‌ها نوشته‌ام، برایشان از حال‌وهوای عروسک باربی – که ما به‌دلیل ملاحظات اعلام‌شده برای اخذ مجوز، به‌ناچار نام آن را به «بارلی» تغییر دادیم – گفته‌ام. در داستان می‌بینیم که بچه‌ها عروسک بارلی را به‌خاطر زیبایی موها و لباس‌هایش دوست دارند و با او بازی می‌کنند. قصه پیش می‌رود و در جایی، بارلی از شخصیت داستانی خارج می‌شود و جان می‌گیرد. او یک روز جلوی آینه می‌نشیند،‌ شروع به گریه می‌کند و با خودش می‌گوید: اگر من یک روز مریض شوم یا چند سال بعد، پیر شوم و دیگر با آرایش و پوشیدن لباس‌های رنگارنگ،‌ زیبا نشوم،‌ دیگر هیچ‌کس مرا دوست نخواهد داشت و برای خریدن من پول نخواهد داد.

به‌این‌ترتیب تصمیم می‌گیرد دیگر این‌طور زندگی نکند. تصمیم می‌گیرد از آنجا دور شود و مسافرت کند تا جاهای دیگر را بشناسد و ببیند انسان‌های دیگر چطور زندگی می‌کنند. به کشورهای مختلف سفر می‌کند تا به ایران می‌رسد. وارد فرودگاه که می‌شود، برایش جالب است که همه روسری سرشان است. او هم روسری سر می‌کند و وارد ایران که می‌شود، نازلی او را می‌بیند و می‌شناسد و راهنمای او می‌شود. نازلی، بارلی را به شهرهای مختلف ایران می‌برد. بارلی لباس سنتی شهرهای ایران را می‌پوشد و احساس خوبی پیدا می‌کند. او در این سفر چندروزه می‌بیند با این پوشش و حجابی که دارد، به‌راحتی در همه‌جا حضور پیدا می‌کند و در این حالت، اطرافیان او را نه به خاطر لباس و آرایش صورتش بلکه به‌خاطر خودش دوست دارند و به شخصیتش احترام می‌گذارند. بارلی به کشور خودش برمی‌گردد و داستان با معرفی عروسک نازلی، که یک عروسک متناسب با فرهنگ ایرانی است، تمام می‌شود.»

 

نازلی،‌ دختر مادران سرپرست خانوار

یکی از نقاط درخشان طرح تولید عروسک نازلی، اشتغال‌زایی برای مادران سرپرست خانوار است. و این حاصل تأکید و اصرار زیبای نسیم توکل برای حمایت از این مادران صبر و امید بوده است. او دراین‌باره می‌گوید: «از همان ابتدا تصمیم گرفتم برای حمایت از مادران سرپرست خانوار،‌ تولید عروسک نازلی را به کارگاه‌های زنان سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی (ره) بسپارم. وقتی به مرحله تولید رسیدیم، این پیشنهاد را با مسئولان کمیته امداد مطرح کردم و گفتم: محصولاتی که در کارگاه‌های زنان سرپرست خانوار تولید می‌شود، به لحاظ مدل، تنوع و کیفیت، ضعیف است و اغلب مردم از سر دلسوزی و برای کمک به این بانوان عزیز آن‌ها را خریداری می‌کنند. و بدتر اینکه بسیاری از اوقات، برای همین محصولات هم سفارش کاری وجود ندارد. من تعداد زیادی از این کارگاه‌ها سراغ دارم که به همین دلیل به حالت نیمه‌تعطیل درآمده­است. اما عروسک، محصولی است که بازارش تمامی ندارد و تولید آن می‌تواند برای زنان سرپرست خانوار، به‌عنوان یک شغل پایدار باشد. اما در آن مرحله،‌ رایزنی‌های ما به نتیجه نرسید و تعاملی میان ما و کمیته امداد شکل نگرفت. اما من آن‌قدر پیگیری کردم تا بالاخره تمام کارهای تولید عروسک نازلی؛ از دوخت لباس تا مونتاژ اجزای بدن و بسته‌بندی را به یک کارگاه زنان سرپرست خانوار در اصفهان واگذار کردم.»‌

خانم کارآفرین از فرهنگ‌سازی در این زمینه هم غافل نبودهاست: «در کتاب «نازلی دوست بچه‌ها» که همراه عروسک ارائه‌شده است، برای بچه‌ها تعریف می‌کنیم که پدر نازلی سال‌هاست فوت کرده و مادرش که سرپرست خانوار است، با درست کردن عروسکی به نام دخترش – نازلی – هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کند. کتاب با زبان شعر به بچه‌ها می‌گوید عروسک‌های نازلی را بخرند و به خانه ببرند و به‌این‌ترتیب به شکل غیرمستقیم فرهنگ‌سازی می‌کنیم که بچه‌ها و والدینشان بدانند با خرید این عروسک،‌ به مادران سرپرست خانوار کمک می‌کنند.»