کد خبر : 20260

سعادت صالحی نیا

انقلابی دیروز ، اپوزیسیون امروز!

انقلابی دیروز ، اپوزیسیون امروز!

اگر با چشمانی روشن و فراتر از تاریخ به سفر عبرت رفت، خواهیم دید که چه بزرگانی که در بدر و احد با پیامبر بودند و در ماجرای جیش اسامه مردود شدند؛ و چه خیبریانی که در ثقیفه رنگ نفاق گرفتند و در راه ناصواب نفس رفتند و در ضلالت و گمراهی و نفاق مردند. از این کج رفته ها و منحرفین، تاریخ کم ندیده است؛ جاماندگانی که در تاریخ انقلاب اسلامی هم کمی از تاریخ صدر اسلام در تعدادشان ندارد.

تاریخ ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مدعیان زیادی به خود دیده است که تمام آبرو، حیثیت و محبوبیت خود را وامدار انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) هستند، اما در رخ دادهای سیاسی و اجتماعی و به ویژه حوادث سرنوشت ساز و فتنه خیز به هر دلیلی از راه و آرمان انقلاب برگشته اند.

 

بررسی حیات سیاسی این افراد و واکاوی ابعاد شخصیتی این خواص یک نکته اساسی را بیش از پیش ثابت می کند و آن این است که هر آن چه همیشه و همه جا ارزش حمایت دارد، راه و مسیری است که انقلاب اسلامی نشان می دهند نه راهی که به سرانگشت برخی انقلابی نماها " راه " می شود.

 

حال سوال این است که بررسی 9 دی و پرداختن به ابعاد"  فتنه " چه اهمیتی دارد؟

شناخت عمیق و صحیح، اولین مولفه بصیرت است و شناختن مخالفان و فتنه گران، و جنس فتنه گری ها و مخالفت ها با رهبری و به تبع آن با نظام جمهوری اسلامی یکی از اساسی ترین عناصر شکل دهنده دیدگاه ها و نگرش های درست، در تحلیل مسائل و جریان شناسی تاریخ معاصر در طول 39 سال گذشته است.

 

انقلاب اسلامی و مسیر بر حق جمهوری اسلامی با هیچ کس عقد فرزند خواندگی نداشته و ندارد؛ از جمله  قائم مقام رهبری که امام وی را پاره تن خود خطاب کرد -شاگردی که بر امام و استاد آشوبید - ، سید محمد خاتمی - از حکم امام در موسسه کیهان تا ضیافت بلوط سبز سازمان سیا - ، شیخ مهدی کروبی - از مبارز انقلابی تا ارتباط با سازمان منافقین - و ... داستان های مختلفی از انقلابی نماها و سوپر حزب اللهی های  برگشته ازخویشی است که هیچ کدام نمی توانند برای خود حفاظی فرض کنند که هنگام انحراف از خط امام و انقلاب اسلامی بتوانند در آن پناه بگیرند. هنوز میزان، جمله طلایی و هم تراز انقلاب اسلامی ، امام خمینی (ره) است که فرمود: « میزان حال فعلی افراد است.»

 

اگر در پارگراف بالا اسم میرحسین موسوی ذکر نشده، به این دلیل است که تنها سابقه انقلابی که از میرحسین و همسرش (رهنورد) در اذهان مانده، نمایشگاه نقاشی « موش و گربه » است که در دانشگاه تهران در سال 1353 دایر شد و از نظر مردم دارای مفاهیم ضد سلطنتی بوده است. و از سال 53 تا پیروزی انقلاب به آمریکا رفت و با مطالعه حیات سیاسی او بعد از برگشت و اقدامات وی در می یابیم که میرحسین موسوی هیچ گاه به عنوان یک انقلابی عمل نکرده است و افشاگری دکتر دیالمه و شهید آیت از نگرش ها و عملکرد موسوی باعث شهادت آنها شد.

 

اگر با چشمانی روشن و فراتر از تاریخ به سفر عبرت رفت، خواهیم دید که چه بزرگانی که در بدر و احد با پیامبر بودند و در ماجرای جیش اسامه مردود شدند؛ و چه خیبریانی که در ثقیفه رنگ نفاق گرفتند و در راه ناصواب نفس رفتند و در ضلالت و گمراهی و نفاق مردند. از این کج رفته ها و منحرفین، تاریخ کم ندیده است؛ جاماندگانی که در تاریخ انقلاب اسلامی هم کمی از تاریخ صدر اسلام در تعدادشان ندارد.

 

 شهوت شهرت ، فرقه گرایی، خویشاوندسالاری، ساده لوحی ، زودباوری و قرارگرفتن در تشکیلات بی اساس حزبی و گروهی، بی تقوایی، ناتوانی در درک صحیح شرایط زمانی و مکانی و ... از جمله عواملی هستند که تاکنون برخی از یاران صدیق و مدعیان راسخ امام و رهبری را به دشمنان هتاک و بی پروای نظام جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

 

هوشمندی دشمنان در پهن کردن تورانحراف برای یاران خاص، مهم ترین عامل شکست انقلابی ها بوده است که مورد غفلت قرار گرفته و یا به طور شایسته به آن پرداخته نشده است. و پرداختن به این سرشاخه اصلی فرصتی دیگر می طلبد.

 

در پایان ذکر این نکته را لازم می دانم که در نظام جمهوری اسلامی ریزش ها افتخار نیست، ولی اعتبار است؛ اعتبار برای راهی پر شهید که بی تعارف و صریح در انتخاب میان دو راهی  ذبح انقلاب یا ذبح انقلابی ها، بی هیچ شک و تردیدی راه حقیقت را انتخاب می کند تا پای انقلاب نلغزد که اگر پای رهرو لغزید، جبران پذیر است، ولی اگر مسیر انقلاب لغزنده شد، پای خیلی ها خواهد لغزید.

 

انقلاب اسلامی در حال پیمودن مسیر پر فراز و نشیب خود به سمت تعالی (تمدن نوین اسلامی) بوده و هست و خواهد بود، هر چند برخی خواص انقلابی « تو زرد » از آب درآیند و با ادعای حق گرایی و لج بازی از مسیر انقلاب فاصله بگیرند.

 

یقینا این که تعدادی در این راه ریزش کنند هزینه های سنگینی برای ملت و انقلاب دارد اما خدشه ای بر چهره انقلاب اسلامی وارد نمی کند و چه بسا نشان طهارت باطن این انقلاب باشد که هر کسی که از اصول انقلاب فاصله بگیرد و با مدارا و نصایح ولی فقیه به راه راستین انقلاب برنگردد، از گردونه انقلاب و از قافله ملت خارج می شود.

ارسال نظر