کد خبر : 20380

نقدی بر سخنان عجیب رئیس جمهور در سالگرد هاشمی:

آقای روحانی! میراث هاشمی «مهدی و فائزه» است یا موشک و قدرت دفاعی؟!

آقای روحانی! میراث هاشمی «مهدی و فائزه» است یا موشک و قدرت دفاعی؟!

حسین نجفی کارشناس ارشد علوم سیاسی در یادداشتی نوشت: حسن روحانی در دومین مراسم سالگرد هاشمی رفسنجانی سخنانی جالب و البته خنده داری ایراد کردند و در کمال تعجب همگان انرژی هسته ای و نیز و موشک ها و قدرت دفاعی ایران از دستاوردهای هاشمی رفسنجانی شمردند!

به گزارش بوشهر24; حسین نجفی کارشناس ارشد علوم سیاسی: شیخ حسن روحانی در دومین مراسم سالگرد هاشمی رفسنجانی سخنانی جالب و البته خنده داری ایراد کردند و در کمال تعجب همگان انرژی هسته ای و نیز و  موشک ها و قدرت دفاعی ایران از دستاوردهای هاشمی رفسنجانی شمردند ! آقای روحانی ظاهرا توئیت معروف جناب مرحوم که گفته بودند«دنیای فردا دنیای گفتمان است نه دنیای موشک»  را از یاد برده اند و یاد شاید هم مشاوران ایشان نیک می دانند که به ایشان امیدی نیست فلذا سعی دارند با انتخاب چنین متن ها و سخنانی برای جناب شیخ اندک اندک عبور از ایشان را در جامعه و برای افکار عمومی سهل المیسر تر کنند .

بگذریم که جان کلام نگارنده عبور یا پل بودن جناب شیخ نیست .

و اما فروردین ماه سال 95 بود که توییت هاشمی رفسنجانی منتشر شد. 

این توییت تا حدی بازتاب داشت که چند روز بعد رهبر معظم انقلاب به سرعت در مقابل این سخنان ایستاد و موضعگیری خود را در مقابل این تفکر اعلام کرد رهبری معظم روز ۱۱ فروردین‌ماه در جلسه‌ای که با جمعی از مداحان داشت دراین‌باره فرمودند:

«اینکه بعضیها بیایند بگویند فردای دنیا، فردای مذاکره است، فردای موشک نیست، این حرف اگر از روی ناآگاهی گفته شده باشد، خب ناآگاهی است، اگر از روی آگاهی گفته شده باشد، خیانت است.»

بله جناب شیخ از کجا و چگونه و یا چه قصدی مرحوم هاشمی را وارث دستاورد شهدای عزیزی چون طهرانی مقدم ، یا احمدی روشن و علیمحمدی خواندید نمیدانم اما  اولا بفرمائید ، اگر موشک باعث افتخار است و حاصل عمر هاشمی است چرا در مناظرات انتخاباتی برای کسب چند رای بیشتر علیه موشک موضع گیری کردید ؟ حال آنکه همگان می دانند برابر نص صریح قانون اساسی، مدیریت و راهبری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در دستان ولی فقیه و رهبر با درایت این نظام مقدس بوده است و امثال جنابتان و جناب هاشمی جز پلمپ و نابودی و بتن ریزی در قلب افتخارات این ملت بزرگ و فرزندان برومندش و ترویج فرهنگ اشرافی گری افتخار دیگری ندارید.

جناب شیخ قطعا شما بهتر از بسیاری از افراد، مرحوم هاشمی را و سیاست های لیبرالی و اشرافی گری ایشان را میشناسید و درک کرده اید که حتی خود نیز شاگرد و مرید همین مکتب بوده و هستید و گواه این مدعا حضور برخی وزرای کابینه هاشمی در کابینه شما ، نوع نگرش ملتمسانه شما به غرب و کدخدا و نیز حضور وزرای اشرافی و مولتی میلیارد لیبرال مسلک در کابینه پیر و فرتوتتان است .

جناب شیخ گویا از یاد برده اید که سیاست های اقتصادی لیبرالی دوران دولت سازندگی و حزب کارگزاران چه بر سر مملکت آورد تا جایی که فاصله و شکاف طبقاتی در دوران آن عالیجناب مرحوم به بیشترین حد خود رسیده و اکنون جنابتان در همان مسیر گام برداشته اید

مگر خطبه نماز جمعه معروف ایشان که بیانگر ترویج اشرافیگیری و مانور تجمل گرایی بین مسئولان بود را از یاد برده اید ؟  آیا این نه کلام هاشمی است که گفت : اظهارفقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است. زمان آن رسیده که مسئولین ما به مانور تجمل روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند.هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیر مسلمان، ملتی مفلوک جلوه نکنیم، لازم است تا جلوه هایی از تجمل در چهره کشور و مسئولین حاکمیتی رویت شود.

ایا ایشان خود را از امام دلها و پیر جماران که خوی کاخ نشینی کاخ نشینان را به همت کوخ نشینان درهم شکست برتر میدید .

هاشمی را به جای وارث موشک ، وارث طرح شکست خورده ژاپن اسلامی بدانید که نه از لحاظ صنعتی به ژاپن رسیدیم و نه با ترویج فرهنگ منحط غربی در دوران ایشان به اسلامیت ناب رسیدیم که اگر می رسیدیم امروز وضعیت اقتصادی و فرهنگی جامعه ما چنین نبود ، هرچند که  آن عالیجناب مرحوم  اصرار داشت  بدون یادآوری خاطرات دوران زمامداری اش، انتقادات شدیدی را نسبت به شرایط کنونی  و دولت قبل از شما وارد سازد و همه مشکلات را به گردن دولت قبل بیندازید، چیزی که شما نیز برای فرار از پاسخگویتان خوب آن را مشق کردید، ولی بازخوانی بخش کوچکی از تاریخ نشان از وخیم تر بودن اوضاع با الهام گیری از تئوری های لیبرالیستی که ایشان اصرار زیادی نیز بر اجرای آن داشتند دارد.

آیا نه دولتمردان دولت سازندگی بودند که که معتقد بودند جهت پیاده نمودن طرح توسعه شان اگر 15 درصد مردم زیر چرخ های اقتصادی له شوند مانعی ندارد ؟

جناب شیخ تلمباری از بدهی های خارجی میراث کدام دولت بود؟ تورم نزدیک به 50درصد یادگار کدام دولت بود ؟

به جرات می توان گفت یکی از اصلی ترین خطوط انحرافی دولت  هاشمی کنار گذاشتن برنامه اول توسعه و اجرای سیاست تعدیل اقتصادی بود.

در قانون برنامه اول توسعه ردپایی از سیاست تعدیل و مجموعه ای از سیاست ها و روش های پیشنهادی مانند آزادسازی قیمت ارز یا برخی از کالاها و خدمات،خصوصی سازی، کوچک سازی دولت، کاهش تعرفه های بازرگانی و یا حذف یارانه ها به چشم نمیخورد ولی در عمل دولت  وقت گام های شتابانی را بدین سو برداشت تا عملا با سیاستهای بانک جهانی همسو شود.

انحراف از این برنامه و حرکت براساس الگوی غربی  نظام سرمایه داری بود و باعث شد تا دولت آن مرحوم نتواند مدیریت اقتصاد را در دست گیرد و سیاستهایی همچون استقراض و وام امری عادی به حساب آید تا جایی که با اصرار رئیس جمهور گرفتن وام، یک الزام شود و حتی ایشان خطاب به دستگاه ها اعلام کرد که اگر شما این کار را نکنید و وام نگیرید ، من خودم وارد میدان خواهم شد و وام های مورد نظر را از خارج تهیه می کنم.

تحلیل غلط هاشمی رفسنجانی و تیم اقتصادی اش در آن زمان این بود که با اجرای مفاد برنامه اول و تسهیلات خاص برای صادرات، وام و بهره وام ها از ارز حاصل از صادرات تامین میشود ولیکن به گفته رئیس سازمان برنامه و بودجه وقت، شخص روغنی زنجانی ، تحلیل اشتباه در قیمت هر بشکه نفت و کاهش قیمت آن در بازارهای جهانی و همچنین اشتباه در میزان صادرات غیرنفتی، عملا دست دولت را در پرداخت وامهای خارجی خالی گذاشت و تلمباری از بدهی ها را در سال 70 و 71 ایجاد کرد.

آیا در آن زمان آمریکا به ما گفته بود که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راهمان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟ 

جناب شیخ سری به آرشیو اقتصادی نشریات آن زمان بزنید و جراید همان ایام را تورق بفرمایید تا مطالبش را ببینید که چگونه اخبار مربوطه به  35تا  40میلیارد دلار بدهی است و  نحوه پرداخت بدهی ها به آلمان، فرانسه، انگلیس، هلند، کره،  ژاپن و ...  چاپ می شد.

میراث هاشمی چیزی جز سیاست شکست خورده تعدیل یا همان سیاست مالی انبساطی نیست که اکنون نیز شما با افزایش عمدی نرخ دلار و کاهش ارزش پول ملی گوشه ای از آن را مجری گری کردید . 

سیاستی که در آن زمان منجر به اخذ وام بیشت ، و نیز  حدود 30 میلیارد دلار کسری موازنه بازرگانی و انباشته شدن بدهی های خارجی بود، سیاستی که منجر به تورم های دو رقمی و تورم بیش از 49 درصدی در سال 1374 و کاهش مستمر ارزش پول و افزایش قیمت واردات و بر باد رفتن ذخایرارزی کشور شد .

جناب روحانی گویا فراموش کرده اید پس از جنگ، تفکرات حاکم بر مدیران سیاسی و اقتصادی دولت هاشمی سبب شد که کشور از یک نیروی بسیار کارا و مدیریت انقلابی که توانسته بود بدون هیچ گونه توقع مادی، هم دشمن نظامی را بیرون کند و هم مدیران توانمندی در بخش های صنعتی داشته باشد به دلیل دیدگاه سرمایه داری که نشات گرفته از غرب بود غافل شود و به نوعی تمام ارز شهای انقلابی مردم به یکباره فراموش شود.

چه کسی جز شخص آن عالیجناب منتقد الگوی ایرانی _اسلامی برای اقتصاد ایران بود که اگر آن الگو پیاده میشد اکنون این مصائب اقتصادی دامنگیر کشور و ملت نبود

 چرا به دنبال سیاست هایی مانند تعدیل اقتصادی که از غرب دیکته شده بود رفتن؟ چرا به دانش بومی اعتقاد نداشتند؟ چرا با اجرای سیاست تعدیل،  باعث شدند تولید سیر نزولی به خود بگیرد و اقتصاد کشور نابود شود ، چرا با اتخاذ سیاستهای غلطشان باعث شدند ارزش ها به غیر ارزش تبدیل شود و طبقات اجتماعی از هم گسسته شوند؟ آیا مدیران اقتصادی دولت آقای هاشمی نبودند  که اظهار میداشتند، جهش در توسعه مستلزم باز شدن دروازه های ایران به سوی واردات است. این به معنای رواج مصرف گرایی و تنوع طلبی در کشور نبود؟آیا فرار مغزها به سبب اجرای سیاست های نادرست و نگاه دولت هاشمی به غرب و عدم اعتماد به جوانان داخلی کلید نخورد؟

جناب شیخ به عرضتان برسانم شیوه مدیریت غلط دولت سازندگی در حوزه اقتصاد و فرهنگ موجب شد تا فرهنگ جدید مبتنی بر اصالت سرمایه و رفاه در جامعه شکل بگیرد که  ابداً نسبتی با آموزه های انقلابی و دینی نداشت. این فرهنگ در سالهای بعد تأثیر منفی خود را بر جریان های سیاسی کشور نیز بر جای گذاشت و سر منشأ جریاناتی شد که کمر به استحاله‌ انقلاب در راستای اهداف دولتهای غربی بسته بودند.

تساهل و تسامح دولت  هاشمی در امور فرهنگی و هنری و ترویج سبک زندگی غربی، به شکلی خزنده و از طریق رسانه های عمومی، موجب شد تا فرهنگ مصرف گرایی و تجمل در جامعه پررنگ شود. به موازات این وضعیت، اوضاع اقتصادی کشور نیز به دلیل تورم شدید و شکست طرح های دولت در حوزه اقتصاد به وخامت گرایید که بیشترین فشار را بر گروه های کم درآمد و مستضعف جامعه وارد شد بدین ترتیب، اقشاری که در دهه 1360 صاحبان اصلی انقلاب بودند در زیر چرخ دنده های توسعه و سازندگی مورد نظر دولت هاشمی له شدند و به حاشیه رفتند و این درست همان چیزی است که امروز نیز در حال جریان است و فضای مجازی ابزار شما در شکل دهی و حرکت این مسیر است .

آری روزگاری افرادی درنظیر مخملباف و سروش جیره خوارانی چون  عطاالله مهاجرانی، مسعود روغنی زنجانی، و .... ابزار هاشمی برای نهادینه کردن فرهنگ لیبرالیسم و لیبرالیسم فرهنگی بودند و آرشیو نشریه سروه و کیهان و رد بدل شدن مطالب بین این دو نشریه و مطالب شهید اهل قلم ، گواه این مدعاست.

میراث هاشمی مهدی و فائزه است که یکی در اوین و دیگری در منزل بهائیان رفت و آمد دارند همانان که یکی گرای تحریمهای و فشار کشور به ملت را به اربابان غربی میداد و دیگری قصد تسخیر و اشغال صداو سیمای کشور را داشت، میراث هاشمی نامه بدون سلامی است که بعد از او آتش فتنه به پا شد، میراث هاشمی ساختمان قیطریه و اسناد فتنه هشتاد و هشت است ، میراث هاشمی تفریح در سد لتیان در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی است، میراث هاشمی بی اهمیت بودن اختلاس چندصد میلیونی از قِبَل یک ساخت یک سد است .میراث هاشمی رئیس شورای شهری است که تا کنون در انتخاب یک شهردار عاجز بوده اند ،میراث هاشمی دولت تدبیر و امیدی است که امروز ضعف و ناکارامدیش گُرده  ملت را خم کرده است و اقتصاد کشور را به نابسامانی کشانده است.

آری هاشمی زمانی یار انقلاب بود ولی اندک اندک از این یاری فاصله گرفت و شاعر چه زیبا گفته است:

با علی در بدر بودن شرط نیست

ای برادر نهروان در پیش روست

در پایان باید عرض کنم از این قبیل میراث آن عالیجناب مرحوم زیاد است لکن به همین اندازه بسنده کرده و با طرح یک سوال کلامم را پایان میبخشم 

و اما سوال: جناب شیخ گیریم همه موفقیتهای انقلاب از ابتدا تا کنون و از صدر تا ذیل میراث هاشمی باشد بفرمایید تورم نزدیک به 50 درصد به گواه جیب مردم ، رکود بی سابقه ، معضلات اقتصادی فعلی ، بیکاری ، معضلات فرهنگی ناشی از اقتصاد ، طرح شکست خورده نظام سلامت ، وزرای پورشه سوار و میلیاردی و خودبمال  کابینه ، وضعیت اسف بار سیاست خارجی و برجام نافرجام ، کاهش ارزش پول ملی و دلار بالای11هزار تومان ،  سکه چند میلیونی ، کاهش اعتبار پاسپورت کشور ، توهین های سران اروپایی و زیاده خواهی های غرب و آمریکا ، حضور جواسیسی نظیر نزارزاکا ، جیسون رضائیان و امثال ذالک که از اخبار جیب تا دامنتان را مطلع بودند و همه این فلاکتها میراث کیست؟

 

گام نیوز/

 

ارسال نظر