کد خبر : 4090

نیکوکاران بدکار(9)

انفاق در قبیله آدمخواران!

انفاق در قبیله آدمخواران!

بوشهر24/علی اکبر مزارعی: در یادداشتهای قبل در خصوص مسیر حرکت اقتصاد اسلامی ایران و تعیین افق و ماموریت و اتخاذ استراتژی مناسب با رویکردهای فقهی برای رسیدن به ویژن اقتصاد اسلامی مطالبی ارائه گردید

بوشهر24/علی اکبر مزارعی: در یادداشتهای قبل در خصوص مسیر حرکت اقتصاد اسلامی ایران و تعیین افق و ماموریت و اتخاذ استراتژی مناسب با رویکردهای فقهی برای رسیدن به ویژن اقتصاد اسلامی  مطالبی ارائه گردید

به نظر می رسد کنکاش اطلاعاتی برای رسیدن به افق و ترند گزاری و مسیر یابی  برای تحقق آرمان شهر اسلامی نیاز به بررسی تاریخ و فلسفه اقتصاد نیز دارد زیرا بررسی علم اقتصاد ونقد نظریات غربی در خصوص  پیدایش اقتصاد و جامعه سازی مبتنی بر آن ما را در تعیین افق برای ترندگزاری یاری خواهد نمود

 

ارنست مندل منتقد نظام سرمایه داری در کتاب خود با عنوان علم اقتصاد محصول اضافی را عامل تقسیم کار اجتماعی ،تمایز پیشه وری از کشاورزی ،جدایی شهر از ده و ایجاد نظام طبقاتی می داند

او معتقد است در جوامع ابتدایی بدلیل کوشش زیاد برای معیشت حده اقلی و سیر نگه داشتن شکم به دلیل عدم توسعه ابزار و دانش کشاورزی ویا  عدم توانایی برای نگهداری محصول ، نشانی از بردگی ، فاصله طبقاتی و صنعت و هنر نیست و حتی جنگی نیز رخ نمی دهد چرا که چیزی برای از دست دادن و یا تصاحب نیست

لذا اقوام بدوی در صلح وآرامش و با اشتراک منابع و کمک به یکدیگر به دنبال بقاء خود بوده اند و آنکس که انفاق بیشتری داشت نقش رهبری را ایفا می نمود و به نوعی حکومت ده یا قوم یا منطقه را به دست می گرفت!

اگر کسی از طریق علم جامعه شناسی مدرن به بررسی علم اقتصاد گذشتگان بپردازد در تعیین افق و مسیرسازی  ناگریز خواهد بود که اقتصاد آینده را نیز ادامه همین نگاه اقتصادی سخیف گذشته دانسته  و در نتیجه انفاق را نیز با همین نگاه تعریف نماید!

شاید بتوان گفت که طراحی یونسکو و موسسات خیریه در جوامع غربی و نقش پنهان آنها در ویژن و ترندگزاری اقتصاد لیبرال همان ادامه انفاق قبیله آدمخوران باشد که امروز در دانشگاه ها تئوریزه گردیده است!

 و به همین دلیل با  چنین چشم اندازی روند و مسیر جرکت برای تحقق ویژن به ترند گزاری سیاه ختم خواهد شد

 

به عبارت ساده تر متفکری که نیاز های طبیعی را عامل شگل گیری اجتماع و محصول اضافی را عامل شکل گیری اقتصاد بداند برای تعیین گام به گام حرکت به سمت اقتصاد آینده ناگریز است جامعه آینده  را به دلیل گسترش نیاز های طبیعی و پیچیدگی آن کمی پیچیده تر از جوامع گذشته و اقتصاد آینده را که بر مبنای منابع  و تاثیر متراکم محصول اضافی برای جامعه سازی تعریف میشود   کمی در هم تنیده تر از اقتصاد روستایی و ساده شهری گذشته تعریف نماید

با چنین تعریفی از  اقتصاد ، چشم انداز و ماموریت و همچنین استراتژیی و مسیر سازیی که برای رسیدن به این افق تعریف می نماید لاجرم  به ترند گزاری تاریک و سیاه منتهی خواهد نمود

آینده محتملی که خدای متعال در قرآن  اینگونه وعده داده است که  ولذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقون فی سبیل ا... فبشرهم بعذاب الیم (انان که طلا و نقره انباشت کردند و انفاق ننمودند در راه خدا بشارت ده به عذاب سخت و دردناک)

جالب است بدانیم که امثال ارنست مندل جامعه بدوی را جامعه ای انفاق محور می داند و قائل به این است که اگر زمینی کم حاصلخیز بوده و یا دانش کشاورزی در آن توسعه پیدا نکرده باشد ظرفیت ندارد تا دوگانه  رعیت و ارباب را در خود تحمل کند

و از نظر او در جامعه بدوی  ارباب کسی است که مواد غذایی ذخیره شده را برای روز قحطی خشکسالی بین اهالی ده یا قبیله توزیع می کند

این متفکرین می خواهند با این گونه تحلیل ها مالکیت خصوصی را در تقابل با نظام اشتراکی قرار داده و هرنوع تغییر در اجتماع و اقتصاد را محصول حرکت از سمت جامعه اشتراکی به سمت جامعه ای با مالکیت خصوصی توجیه نمایند و روابط تولید و مصرف و نحوه مالکیت را زیر بنای همه تغییرات عنوان نموده  و بدین گونه بتوانند ویژن آینده را نیز با همین فرمول  به تصویر کشیده و جامعه سازی نمایند

اسلام و اقتصاد مبتنی بر آن  نیاز های معنوی را عامل تشکیل جامعه می داند و نه صرف  نیاز های مادی  و حکومت و تمرکز قدرت را ناشی از تمرکز محصول در دست حاکم تعریف نمی کند

انفاق در راه خدا  که اسلام آن را ترویج می کند انفاقی نیست تا فقر را عادلانه توزیع نماید و تا با چنین ترفند بدوی افراد گروه بتوانند چند روزی بیشتر زنده بمانند !

بلکه اسلام عزیز  بقاء جامعه را در مهربانی و الفتی می داند که خدای متعال با انفاق در راه او  به جامعه هدیه نموده است

مطالعه تاریخ زندگی انبیاء نشان می دهد که تمامی نظریات جامعه شناسی مدرن و پیدایش اقتصاد توهم خیال پردازانی است که تمام نیاز های بشری را به آب و نان فرو کاسته اند

در صحرای لم یزرع  و کم محصول عربستان با آن اقوام بدوی و جاهلی پیامبر اسلام حکومتی را پایه ریزی نمود که ارکان امپراطوری ایران و رم را لرزانید و سازکار این حکومت را اگر بخواهیم با نظریه محصول اضافی توجیه نماییم راه به جایی نخواهیم برد

و یا در مناطقی حاصلخیز با ظرفیت های طبیعی فراوان اقوامی را می بینیم که در حده اقل های زندگی خود در مانده اند و توان بقاء و تشکیل حکومتی منسجم را ندارند

اقتصاد دانان ایران که به پیروی از اساتید غربی خود رونق بورس و رشد ناخاص ملی را حتی با توزیع نامتوازن آن ، آرزو و افق اقتصاد ایران بر می شمارند و ماموریت خویش را توسعه افراطی دامنه مالکیت خصوصی و ایجاد سرمایه دار ملی با مدل فریدمنی می دانند  باید بدانند که نیاز های معنوی را دون نیاز های مادی انسان مسلمان ایرانی تعریف نموده اند

در نگاه امثال ارنست مندل و تمامی کسانی که به بررسی تاریخ علم اقتصاد می پردازند نیاز های معنوی در ذیل نیاز های مادی تعریف می شود و حتی تعالیم ادیان را نوعی ابزار برای افزایش محصول اضافی می دانند

مثلا پیشکش بخشی از اموال به پیامبران و تقدیم  نذورات و هدایا  به کاهنین  و معابد  در ادیان  را به نوعی وسیله ای برای ایجاد تمرکز قدرت می دانند که باز هم با محصول اضافی به وقوع پیوسته و ربطی به حق الهی حاکمیت ادیان ندارد!

در نگاه اسلام مالکیت حقیقی از آن خداست و انسان نمی تواند به دلیل کمبود منابع غذایی دست به غارت و یا فرزند کشی ویا بازرگانی به معنای هلندی آن بزند

و چنانکه متفکرین اقتصاد غرب این غارت را زمینه پیدایش بازرگانی و این نوع غارت را نوعی معامله پایاپای صامت و این نسل کشی را برای اقوام بدوی سفاکی نمی دانند !

ولا تقتلو اولادکم من املاق نحن نرزقکم به ما تذکر می دهد که علم اقتصاد اسلامی فقط با توسعه ابزار و در نتیجه افزایش محصول اضافی به دنبال جلوگیری از سفاکی نیست بلکه ابزاری به دست انبیاء و جانشینان ایشان است تا تمامی جوامع را چه ابتدایی و چه جوامع امروزی را به سمت نور و مسیر حق سوق داده و زمینه  دینداری را برای انسان مهیا نمایند

یرید ا... بکم الیسر ولا یرید بکم العسر به ما اشاره می کند که در سایه چنین نظام اقتصادی انفاق محوری ،  خداوند متعال دینداری را برای بنده خود  نورانی و خواستنی کرده است

 و همه اقوام را چه آنها که محصولی اضافی داشتند و چه آنهایی که از استعداد ابزاری و سرزمینی برای تولید محصول اضافی برخوردار نبوده اند  خدای متعال ایشان را دعوت به انفاقی نموده است که با این انفاق همه انسانها از مواهب الهی برخوردار گردیده و زمینه برای رشد و تعالی آنها در همه زمینه ها فراهم  می آید

به زبان ساده تر اگر در اقوام بدوی انفاق می کردند تا نمیرند  در جامعه اسلامی انفاق می کنند تا حیات معنوی یابند

 واین گونه است که محصول اضافی جایش را به محصول با برکت خواهد داد و در های آسمان ها و زمین بر روی انسان الهی گشوده خواهد شد

ولو ان اهل القری امنو واتقو لفتحنا علیهم ابواب من السماء و الارض

(اگر اهل قریه ای ایمان بیاورند و تقوا بورزند می گشاییم بر ایشان  درهای آسمان ها و زمین را )

ارسال نظر