کد خبر : 21642

فاطمه برنایی پور

پرواز تا بی نهایت شهید دستغیب

سید عبدالحسین دستغیب شیرازی در عاشورای سال ۱۳۳۲ ه.ق در یکی از محله های قدیمی شیراز به دنیا آمد. ایشان تحصیل را از دوران کودکی با فراگیری قرائت قرآن آغاز کرد و به مکتب خانه های آموزش قران کریم رفت و گام نخست تحصیل خود را با کلام نورانی وحی برداشت.

ایت الله در اوایل جوانی و در تب و تاب تحصیل به نجف اشرف هجرت کرد و این با بروز پدیده شوم "کشف حجاب" مصادف بود .او به دلیل دستیابی به درجات بالای علمی، توانست توانست در دوران جوانی، درجه اجتهاد را از مراجع فوق الذکر  دریافت کند . در اخر بنابر پیشنهاد استاد خود به ایران بازگشت. 

نخستین چیزی که با زمزمه نام شهید به ذهنمان خطور میکند ، شخصیت اخلاقی و ویژگی های رفتاری او به عنوان نمونه ای کامل از یک استاد اخلاق است . 

استادش ایت الله محمد کاظم شیرازی هنگام امضای اجاره  نامه اجتهاد ایشان مینویسد : ( او از اخلاق ناشایسته پاک است و به هر اخلاق شایسته ای آراسته است .) 

نمونه هایی از ویژگی های اخلاقی شهید: 

1 *: نهجد و شب زنده داری 

2: نماز اول وقت 

3: توکل به خدا 

4: کمک های مخفیانه به نیازمندان 

5: ساده زیستی و فروتنی* 

عشق به شهادت ، چنان درون ایشان شیرین جلوه کرده بود که همواره دم از آن میزدو می فرمود :

این بدنهای ما حیف است ، همه خواهند مرد و مرگ حق است ، چه بهتر که در بستر نمیریم .

یکی از دوستان ایشان میگفت : مژده ی شهادت را سالها پیش از استادش شنیده بود و سالها در انتظار بودند .

دشمنان بار ها نقشه قتل ایشان را کشیده بودند و اقدام به ترور کرده بودند اما ناکام میماند .

فرزندشان سید محمد هاشم میگوید لحظاتی پیش از شهادت حال پدر دگرگون بود و مدام ذکر 

: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ؛ اِنَّا للَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» میگفتند .

در صورتی که ماشین برای رفتن مهیا بود اما ایشان پیاده به راه افتادند و وقتی به پیچ کوچه رسیده بودند زنی به ایشان نزدیک میشود و یکباره صدای انفجار مهیبی به گوش میخورد و اتش کوچه را برمی‌دارد .

بار دیگر محراب، نوای ناله خیز سر می دهد و در سوگ سیدی نورانی مویه می کند؛ سیدی از تبار اسماعیل (ع) که محراب قربانگاه او شد؛ سیدی اهل قلم که برگهای سبز از بوستان اندیشه اش به یادگار مانده؛ سیدی اهل اخلاق و عرفان که آموزگاری کامل در پارسایی بود و سومین مسافر محراب. مردی از قبیله نور که نگاهی فراتر از آفتاب داشت و در نگاهش، پنجره دلها را روشن می کرد.

 یادش جاودان و نامش چو آفتاب بلند باد.

 

ارسال نظر