کد خبر : 10341

کدام کشورها از کاهش قیمت نفت خوشحال شدند؟

کدام کشورها از کاهش قیمت نفت خوشحال شدند؟

بوشهر24: با کاهش قیمت نفت تنها کشورهای مصرف کننده سود می برند که هم قیمت کمتری برای نفت می پردازند و هم اقتصادشان شکوفا می شود و هم به اهداف سیاسی شان می رسند.

بوشهر24: با کاهش قیمت نفت تنها کشورهای مصرف کننده سود می برند که هم قیمت کمتری برای نفت می پردازند و هم اقتصادشان شکوفا می شود و هم به اهداف سیاسی شان می رسند.

به گزارش " بوشهر 24 "، در سالی که هرچند برخی شاخص‌های اقتصادی از حالت هشداری درآمدند، اما چالش‌هایی بروز پیدا کرد که آن بهبود وضعیت‌ها را هم تحت‌ تاثیر قرار داد.

در فضای بهبود شاخص‌های کلان اقتصادی مانند تورم و رشد اقتصادی، سال  93 یکی از سال‌های سخت اقتصاد ایران بود. در این سال مهمترین درآمدهای کشور با اتفاقی مواجه شد که شاید کمتر کسی در ابتدای این سال فکرش را می کرد. در کنار آن مهمترین دماسنج این اقتصاد هم آنچنان تغییر کرد که حتی حمایت‌های صریح و مشخص دولت هم نتوانست افت‌های شاخص آن را تجربه کند.
 

بهبود شاخص‌ها، بروز چالش‌ها

هنگام تصویب بودجه سال 93 شاید کمتر مقام دولتی یا نماینده‌های مجلس و حتی کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند که قیمت نفت به کانال 50 هزار واحدی هم تقلیل پیدا کند. به همین دلیل هم آنها با خیالی آسوده نرخ نفت در بودجه سال 93 را پنج دلار بیشتر از نرخ لحاظ شده در بودجه سال 92 یعنی معادل 100 دلار در نظر گرفتند و با استناد به آن درآمدهای نفتی دولت را میزانی پیش‌بینی کردند که احتمال تحقق آن با اماواگرهای بسیاری مواجه است.
 
وزارت نفت برای سال 93 پیش‌بینی کرده بود که بیش از 51 میلیارد دلار (معادل 135 هزار میلیارد تومان با احتساب دلار 2650 قانون بودجه 93) نفت بفروشد اما میزان فروش نفت ایران در شش ماهه اول سال 93 که نرخ نفت هنوز به قیمت‌های متفاوت کانال‌های 50 و 60 دلاری نرسیده بود ۳۳ میلیارد دلار توسط بانک مرکزی اعلام شده بود.
 
با این حال اگر همان روند شش ماه اول سال 93 در نیمه دوم این سال محقق شده باشد احتمال کسری بودجه دولت وجود نخواهد داشت اما طبق گفته‌های تعدادی از نماینده‌های مجلس، دولت در شش ماهه دوم نتوانسته به مانند نیمه اول سال 93 درآمد نفتی داشته باشد و به همین دلیل با کسری مواجه شده است.
 
در این مورد غلام‌ضا تاجگردون، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به کاهش قیمت جهانی نفت برآورد کرده بود که در صورت ادامه روند افت قیمت نفت، بودجه سال 93 معادل 9 درصد کسری داشته باشد. از سوی دیگر پیش‌بینی درآمد 51 میلیارد دلاری نفت در بودجه سال 93 در حالی بود که در سال 92 ایران توانسته بود بیش از 64 میلیارد دلار نفت بفروشد.
 
در واقع به نظر می‌رسد هرچند بودجه‌نویسان و تصویب‌کنندگان آن پیش‌بینی کاهش درآمدهای نفتی را داشتند، اما این پیش‌بینی آنها با واقعیت فاصله بیشتر از آنچه که فکر می‌کردند داشت.
 
دلایل وقوع کاهش قیمت نفت 
 
بهبود شاخص‌ها، بروز چالش‌ها
سقوط قیمت نفت تاحدود زیادی قابل پیش بینی بود. اگر بخواهیم دلایل سقوط قیمت نفت را به طور خلاصه شرح دهیم؛ باید به این نکته اشاره کنیم که در چهارسال گذشته، عرضه جهانی نفت نسبت به تقاضای جهانی بیشتر بوده است؛ بنابراین تزلزل بازار و افت قیمت نفت قابل پیش بینی بود. این اظهارات اکثر کارشناسان حوزه انرژی است که بر این عقیده اند، باتوجه به تحولات منطقه ای، سیاست های آمریکا در قبال تولید shale oil و همچنین سیاست های عربستان زمینه را برای کاهش قیمت فراهم کرده بود.
 
به گفته کارشناسان باتوجه به رکودی که همچنان در جهان حاکم است و افتی که در نرخ رشد اقتصادی کشورهایی مانند هند، چین و برزیل اتفاق افتاده، همچنان رشد عرضه از رشد تقاضا در بازار نفت بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر تحریم های روسیه که منجربه کاهش سرمایه گذاری در بخش نفت این کشور و کم شدن تولید در میان مدت شده است با کاهش رشد اقتصادی و کاهش تقاضا برای نفت تاحدی جبران می شود. نفت شیل آمریکا در سه منطقه عمده تولید می شود، با قیمتی حدود ٤٥دلار هم سرمایه گذاری در برخی از این مناطق، اقتصادی است.
 
تحلیل ها پیش بینی می کنند با قیمت ٤٥تا٥٠دلار، فعالیت ٧٠درصد از منابع غیرمتعارف آمریکا ادامه پیدا می کند.
 
کاهش قیمت نفت سیاسی بود
 
نرسی قربان، متخصص ایرانی حوزه اقتصاد انرژی در این رابطه می گوید:این تحولات در گذشته هم اتفاق افتاده است. قسمتی از این عوامل به بخش تقاضا مربوط است، برخی به عرضه و بخشی هم سیاسی است. در سال های گذشته این تحولات را اوپک مدیریت می کرد و با کم وزیادکردن عرضه این تحولات را پوشش می داد. به این شکل که در زمان افزایش تقاضا، عرضه را بالامی برد و بالعکس و درنتیجه طی بیش از ٣٠سال گذشته مدیریت عرضه ای را شاهد بودیم که از ایجاد نوسانات شدید در بازار جلوگیری و از ثبات بازار محافظت می کرد، ولی الان تیمی متشکل از عربستان و کشورهای جنوب خلیج فارس، با این مدیریت عرضه مخالفت می کنند و این مدیریت عرضه رها شده است، البته برای این مخالفت دلایل سیاسی عنوان نمی کنند و عدم کاهش تولید را دفاع از سهم بازار بیان می کنند که درصورت کاهش سهم، بازار را به غیراوپک و رقیب می دهند. در ظاهر دفاع از سهم بازار است و به نوعی کاهش سهم غیراوپک را برای اوپک به ارمغان می آورد.
 
بحث سهم بازار، غیراوپک و قیمت، گاهی تشدید می شود و گاهی تخفیف پیدا می کند. من به یاد دارم در سال١٩٨٦ هم قیمت ها به شدت کاهش پیدا کرد. همین کشورها چنین استدلالی داشتند که کاری کنیم رقبا سهم بازار را از دست بدهند. آن زمان بحث خارج کردن دریای شمال از میدان رقابت بود.
 
آن زمان این کشورها چقدر موفق بودند؟ به هیچ وجه موفق نبودند. با اصرار همین کشورها تولید کاهش پیدا نکرد و قیمت ها به زیر ١٠دلار رسید، غیراوپک سهمی را از دست نداد، بلکه سهم بیشتری از بازار را گرفت. دریای شمال از مدار خارج نشد و در آخر اوپک ناگزیر از کاهش تولید و برگرداندن قیمت ها شد. اینها ظاهر قضیه است و بحث ها تکراری است. دولت آمریکا به تازگی منع صادرات shale oil را لغو کرده است تا از تولید داخل خود حمایت کند.
 
با برداشتن ممنوعیت صادرات این محصول که تنها در بازار داخلی آمریکا مصرف می شد و در بازارهای بین المللی رقابتی برای آن وجود نداشت، روانه بازار صادرات شده و بیشتر بازارها را از ما می گیرد. با عدم کاهش تولید توسط اوپک نه تنها این کاهش توسط غیراوپک اتفاق نیفتاد و تولید shale oil متوقف نشد، بلکه روانه بازار اروپا شده و بیشتر بازارهای ما را تحت تاثیر و فشار قرار می دهد.
    
بنده معتقدم اگر همین الان صادرکنندگان بزرگ اوپک، حتی آنهایی که بالای یک میلیون بشکه نفت صادر می کنند، تنها پنج درصد از صادرات خود را کاهش دهند، با قاطعیت می توان گفت قیمت ها ٥٠درصد ترقی می کند. کدام عقل سلیمی این را نمی پذیرد؟ پس نتیجه می گیریم بحث اقتصادی نیست و مسایل سیاسی است.
 
 این هدف گیری ها سیاسی است و در سطوح عمیق تری از این چندکشور اتفاق می افتد. این کشورها تنها مجری هستند و با اجرای این برنامه ها به خود این کشورها نیز لطمه وارد می شود. با این روند تنها کشورهای مصرف کننده سود می برند که هم قیمت کمتری برای نفت می پردازند و هم اقتصادشان شکوفا می شود و هم به اهداف سیاسی شان می رسند. چیزی که در بازار نبود و در داخل مصرف می شد را روانه بازار کردیم. مسایل مهم تری در پس این بحث های ظاهری نهفته است و کشورهای مصرف کننده قیمت ها را هدایت می کنند.
  
در کنار چالش‌ کاهش کم‌سابقه قیمت نفت، مشکلات کسری بودجه دولت در هدفمندی یارانه‌ها و ریزش کم‌سابقه شاخص بورس و مشکلات رکود بازار مسکن و ........مواردی بودند که اجازه بازگشت آرامش کامل به اقتصاد ایران را در سال 1393 ندادند که در گزارش های بعدی به علل و عوامل این مشکلات بیشتر خواهیم پرداخت.
 

ارسال نظر