کد خبر : 10705

مرثیه ای برای شیخ فضل الله نوری

تقدیم به آن ها که جشن توافق هسته ای بر پا کردند

تقدیم به آن ها که جشن توافق هسته ای بر پا کردند

جشن گرفتیم تا اعلام کنیم تعداد سانتریفیوژهای ایران از 19000 کنونی به 6104 دستگاه می رسد، که در 10 سال آینده تنها 5060 عدد از آن ها اورانیوم غنی سازی آن هم از نسل اول خواهد کرد. جشن گرفتیم تا به جهانیان بگوییم غنی سازی 20 درصد را کنار گذاشتیم و دست کم به مدت 15 سال، بالای 67/3 درصد غنی سازی نکنیم.

بوشهر24/نصرالله شفیعی: شیخ فضل الله نوری از مجتهدان شیعه، از رهبران قیام تنباکو در تهران و از مدافعان «مشروطه مشروعه» و معتقد به انحراف فرهنگی مشروطه بود. وی پس از فتح تهران به دست مشروطه خواهان و به حکم دادگاهی به ریاست قاضی شیخ ابراهیم زنجانی عضو لژ بیداری در میدان توپخانه تهران به دار آویخته شد. همزمان با اعدام شیخ فضل الله که هیچ انگیزه ای جز اسلام خواهی و ایران دوستی نداشت عده ای از مردم از جمله فرزندش مهدی در اطراف  چوبه دار به شادی و دست افشانی می پرداختند. بدون تردید این ماجرا یکی از تلخ ترین حوادث تاریخ ایران زمین در دوران معاصر است. فاجعه آمیز این بود که حکم اعدام انسان بزرگی آن هم به جرم مخالفت با نفوذ فرهنگی اجنبی  توسط یک هموطن او صادر شود و فاجعه آمیز تر اینکه ملتی به تصور اینکه امروز یکی از دشمنان این مرز و بوم اعدام می شود به جشن و شادی و پایکوبی بپردازند. (1)
و اینک امروز شاهد بودیم به محض آنکه متن بیانیه مطبوعاتی یا موافقنامه ایران با 1+5 از رسانه ها پخش گردید عده ای در چند شهر از جمله تهران به خیابان ها ریختند و به جشن و پایکوبی پرداختند.

تجمع در حمایت از مذاکره کننده هسته ای
این جشن و پایکوبی برای چه بود؟
جشن  گرفتیم  تا اعلام کنیم تعداد سانتریفیوژهای ایران از 19000 کنونی به 6104 دستگاه می رسد، که در 10 سال آینده تنها 5060 عدد از آن ها  اورانیوم غنی سازی آن هم از نسل اول خواهد کرد.
جشن گرفتیم تا به جهانیان بگوییم غنی سازی 20 درصد را کنار گذاشتیم و دست کم به مدت 15 سال، بالای 67/3 درصد غنی سازی نکنیم.
به پایکوبی پرداختیم تا اعلام کنیم که  موافقت کرده ایم به مدت دست کم 15 سال، ذخایر اورانیوم غنی شده خود را از مقدار 10000 کیلو کنونی به 300 کیلوگرم کاهش دهیم!
دست افشانی کردیم تا بگوییم موافقت کرده ایم که تا 15 سال هیچ تأسیسات غنی سازی تازه ای را نسازیم.
آری به خیابان ها ریختیم و غریو شادی سردادیم تا اعلام کنیم تأسیسات فوق پیشرفته فردو را به گونه ای تغییر بدهیم که دیگر برای غنی سازی اورانیوم به کار نرود و دست کم به مدت 15 سال در این تأسیسات غنی سازی اورانیوم انجام ندهیم. خلاصه کلام به دنیا بگوییم که مرکز فردو را از مرکز غنی سازی تبدیل به مرکز تحیقیات هسته ای می کنیم پذیری پایکوبان اعلام کردیم که ایران به مدت 15 سال هیچ مواد شکافت پذیری در فردو نخواهد داشت. یعنی تقریباً دو سوم سانتریفیوژها و زیر ساخت های فردو حذف خواهد شد.
به شادی پرداختیم تا بگوییم ایران 1000 سانتریفیوژ نسل 2 خود را که درحال حاضر در نطنز نصب شده، برداشته و به مدت 10 سال آن ها را در انبار تحت نظارت آژانس بین الملی انرژی اتمی قرار می دهد. باز هم جشن گرفتیم تا با بانگ رسا به جهانیان اعلام کنیم که ایران دست کم 10  سال از سانتریفیوژهای نسل 2 تا 8 برای تولید اورانیوم غنی شده استفاده نمی کند.
غریو شادی سر دادیم تا بگوییم ایران موافقت کرده با همکاری امریکایی ها و اروپایی ها راکتور تحقیقاتی آب سنگین در اراک را براساس طراحی مورد توافق با 1+5 باز طراحی و بازسازی کند. به نحوی که دیگر پلوتونیوم سطح تسلیحاتی تولید ننماید.
ققهه سردادیم که بگوییم متعهد شده ایم پروتکل الحاقی را پذیرفته ایم و از این به بعد به دشمنان قسم خورده امان اجازه خواهیم داد از هر تأسیساتی ادعایی و هر جایی که آن ها بخواهند اجازه بازرسی بدهیم و به خیابان ها ریختیم تا بگوییم خیلی از امتیازات دیگر نیز به دشمن داده ایم تا شاید او را از خود راضی نگه داریم.
آری امروز فن آوری هسته ای  را که حاصل خون دل  ده ها دانشمند هسته ای و خون مطهر شهیدان هسته ای است به مسلخ بردیم و اطرافش ایستادیم و کف زدیم و شادی کردیم! به راستی تاریخ درباره ما چه قضاوتی خواهد کرد؟
پی نوشت:
(1)جالب این جاست که وقتی محاکمه صورت می گرفت، در بیرون مشغول آماده سازی جایگاه اعدام وی بودند. هنگامی که می خواستند او را برای اعدام ببرند، اجازه ی خواندن نماز عصر را به وی ندادند و ایشان را به سوی جایگاه اعدام راهنمایی کردند. وقتی به در نظیمه رسید رو به آسمان کرد و گفت: افوّض امری الی الله ان الله بصیر بالعبادو حدود یک ساعت و نیم به غروب روز سیزده رجب 1327 قمری بود. وقتی به پایه ی دار نزدیک شد، برگشت و مستخدم خود را صدا زد و مهرهای خود را به او داد تا خرد کند، مبادا بعد از او به دست دشمنانش بیفتد و برای او پرونده سازی کنند. پس از آن عصا و عبایش را به میان جمعیت انداخت و روی چهارپایه رفت و قریب ده دقیقه برای مردم صحبت کرد و فرمود:
خدایا، تو خودت شاهد باش که من آنچه را که باید بگویم به این مردم گفتم خدایا تو خودت شاهد باش که من برای این مردم به قرآن تو قسم یاد کردم، گفتند قوطی سیگارش بود.
 خدایا تو خودت شاهد باش که در این دم آخر باز هم به این مردم می گویم که مؤسس این اساس لامذهبین هستند که مردم را فریب داده اند این اساس مخالف اسلام است. محاکمه ی من و شما مردم بماند پیش پیغمبر محمد بن عبدالله(ص). آن گاه عمامه  را از سر برداشته و فرمود:
از سر من این عمامه را برداشتند، از سر همه بر خواهند داشت.
در آستانه ی اعدام یکی از رجال وقت با عجله برای او پیغام آورد که شما این مشروطه را امضا کنید و خود را از کشتن برهانید و او در جواب فرمود:
دیشب رسول خدا را در خواب دیدم، فرمودند:
فردا شب مهمان منی. من چنین امضایی نخواهم کرد
طناب دار به گردن وی انداخته شد و لحظاتی بعد پیکر بی جان وی برفراز دار باقی مانده بود. دسته موزیک شروع به نواختن کرد و مردم از جمله پسر شیخ کف می زدند و شادی می کردند. و چه بی احترامی هایی که به جنازه ی شیخ نکردند. پس از این که آقا، جان تسلیم کرد، دسته موزیک نظمیه پای دار آمد و همان جا وسط حلقه شروع کرد به زدن. مجاهدین با تفنگهایشان همین طور می رقصیدند. شنیدم که بعضی ها می گفتند: "شیخ فضله به درک رفت!" از بالای ایوان نظمیه یک کسی فریاد کشید و به مردم گفت: "همچنین دست بزنید که صدایش توی سفارت به گوشش برسه!" یعنی به گوش محمدعلی شاه.
در اثر تلاطم و طوفان که دائماً جسد را بالای دار تکان می داد، یک مرتبه طناب از گردن آقا پاره شد و نعش گُرپی به زمین افتاد!
جنازه را آوردند توی حیاط نظمیه-همه می خواستند خود را به جنازه برسانند؛ دور نعش را گرفتند؛ آن قدر با قنداقه تفنگ و لگد به نعش آقا زدند که خونابه از سر و صورت و دماغ و دهنش روی گونه ها و محاسنش سرازیر شد. هر که هرچه در دست داشت می زد؛ آنهایی که دستشان به نعش نمی رسید، تف می انداختند. یک مرتبه دیدم یک نفر از سران مجاهدین، مرد تنومند و چهارشانه ای بود، وارد حیاط نظمیه شد. جلو آمد و بالای جنازه ایستاد، این بی حیا هنوز نرسیده، جلوی همه دگمه های شلوارش را بازکرد و روبروی این همه چشم شرُ شُر به سر و صورت آقا........
سپس یک مردی با لباس مشکی وارد شد، عصا به دست، مقابل سر آقا ایستاد؛ با عصار چادر نماز را از روی آقا پس زد و همین طور که تماشا می کرد به ترکی فحش نثار آقا می کرد. این شخص شارژدافر سفارت عثمانی بود؛ او هم رفت!
 انتقال مخفیانه جنازه شهید به قم
خانواده ی وی، جنازه ی شیخ را مخفیانه به منزل بردند و در اتاقی در حالی که غسل و کفن شده بود گذاشتند و آن را تیغه کردند و برای این که کسی بویی نبرد مراسمی ظاهری گرفتند و جنازه ای غیر واقعی را در قبرستان دفن کردند و صورت قبری برای آن ساختند. پس از هیجده ماه که مردم کم کم با خبر شده بودند، می آمدند و پشت دیوار فاتحه می خواندندو می رفتند. احتمال خطر از هر سو می رفت،دختر شیخ فضل الله نقل می کند: دیشب مرحوم آقا را خواب دیدم که خیلی خوش و خندان بود ولی من در همان عالم خواب گریه می کردم، آقا به من گفت: "گریه نکن، همان بلاهایی را که سر سید الشهدا آوردند، سر من هم آوردند. اینها می خواهند نعش مرا دربیاورند تا درنیاورده اند زود آن را به قم بفرست."
 جنازه ی مطهر شیخ را بعد از 18 ماه بدون آن که کم ترین آسیبی دیده باشد از آن اتاق در آورده و مخفیانه به قم انتقال دادند. سپس در مقبره ای که قبلاً در صحن مطهر تدارک دیده بود، دفن کردند.

  • مجتبی زارعی ۱۳۹۴/۰۱/۱۷ ۱۸:۵۷

    1 0 پاسخ

    سلام جناب شفعیی از شما انتقاد دارم چرا شما فکر میکنی که خودت درست فکر میکنی مگر جهان هستی افریده شده که ما تنها باشیم یا تعامل سازنده داشته باشیم با دنیا و استفاده کنیم از همیه چیزهای خوب انها چرا شما میدانی در 20 سال اینده چه اتفاق می افتد برای جهان که جلوی چوب خوردن اخ میکشی چرا

  • شهروندیان ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ ۱۷:۲۰

    0 0 پاسخ

    آقای مجتبی زارعی بعداز 36 سال که از انقلاب میگذرد دیگه شناخت دوست ودشمن کار سختی نیست اولا همه ما ملت ایران وظیفه داریم از تیم مذاکره کننده هسته ای تشکر وحمایت کنیم.ثانیا اگر کروهی بعنوان نماینده مردم مذاکره میکنند دلیلی ندارد که مردم نتوانند به آنها تذکر دهند واگر کسی تذکر داد برچسب مخالف دولت به آنها زد توافق لوزان مسئله ملی است و هیج ارتباطی با جناح خاصی نداره وهر کسی هم که آن را دلسوزانه نقد میکند به خاطر این است در سربلندی وپیشرفت کشور سهیم هستیم.تعدادی ازبندهای توافقنامه لوزان که به زبان انگلیسی منشر شده است دارای اشکالات اساسی است که اگر به معرض نقد گذاشته نشود بسیاری از دستاوردهای افتخار آمیز هسته ای را به راحتی ازدست خواهیم داد .دشمن ،دشمنی میکند وبه راحتی تن به خواسته ما نمیدهد.موارد مبهم در توافقنامه لوزان :1-موضوع چگونگی رفع تحریمها 2- اجازه دادن به آژانس هسته ای فراتر از پروتکل الحاقی نظارت کند معنی آن اینست که آژانس هر زمانی وهر مکانی(هسته ای یا غیر هسته ای)در ایران را اراده کند مورد بازدید قرار دهد یعنی مکانهای نظامی ما را ممکن است شامل شود در صورت مخالفت ایران ،ارسال گزارش به شورای حکام و نهایت شورای امنیت وصدور قطعنامه علیه ایران. وموارد دیگری که در این مقال نمیگنجد .خواهش میکنم سعی کنید واقع بین باشید موضوعات ملی را از دریچه دیدگاههای سیاسی نبینید .پیشنهاد میکنم متن انگلیسی توافقنامه را وترجمه فارسی آن را بدقت مطالعه کنید.لاز م به ذکر است که تحریم های هسته ای که اگر قرار باشد لغو شود شاید 10درصد تحریم هاست و 90درصد تحریم ها به قوت خودش باقی است .واین را بدان اگر دشمن امروز بخاطر مسئله هسته ای با ما کنار بیاید بهانه برای فشار بر دولت ومردم ایران برای او زیاد است.کافی است به همین کشور عربستان نگاه کنی چقدر حقوق بشر در آن رعایت میشود .کجاهستند کسانی هنجره های خود برای حقوق بشر در ایران پاره میکنند.ساده نباشیم و دشمن تا دندان مسلح را دست کم نگیریم و به اوبیش از اندازه اعتماد نکنیم.مشکل ما با آمریکا فقط عدم به رسمیت شناختن رژیم جعلی اسراییل است.

ارسال نظر