کد خبر : 11444

آرش شادمان

دعوای سیاسی یا اختلاف نظر دینی؟

دعوای سیاسی یا اختلاف نظر دینی؟

بوشهر24: اگر سودِ مردم ما در این باشد که کاری را بکنیم، باید انجام بدهیم. مثلاً بعضی جاها نباید علیه آمریکا، اسرائیل، عربستان و انگلیس و … صحبت کنیم. حالا آن‌ها ظلم کردند که کردند، ما هم قبول داریم؛ مردم عراق و یمن و … باید علیه آن‌ها قیام کنند، نه ما. چرا با موضع‌گیری علیه آن‌ها وضعیت زندگی و معیشت مردم را به هم می‌ریزید؟

بوشهر24/ آرش شادمان:

 

بعضی‌ها اصرار دارند «اعتقادات» و «ایدئولوژی» (یعنی مسائل اعتقادی وغالباً دینی) را در سیاست خارجی دخالت بدهند. بابا! شما باید «منافع ملّی» را در نظر بگیرید. اگر سودِ مردم ما در این باشد که کاری را بکنیم، باید انجام بدهیم. مثلاً بعضی جاها نباید علیه آمریکا، اسرائیل، عربستان و انگلیس و … صحبت کنیم. حالا آن‌ها ظلم کردند که کردند، ما هم قبول داریم؛ مردم عراق و یمن و … باید علیه آن‌ها قیام کنند، نه ما. چرا با موضع‌گیری علیه آن‌ها وضعیت زندگی و معیشت مردم را به هم می‌ریزید؟ ما باید هدفمان «منافع ملّی» باشد نه «ایدئولوژی».شما دارید با «انقلابی‌گری» کاری غیر منطقی و «بی کلّه گری» می‌کنید.

این صحبت بود که شاید در فضاهای علمی زیاد شنیده باشد، امّا توضیحاتی کلّی در مورد متن بالا:

۱- هر کسی برای خودش «ایدئولوژی» و «اعتقادات» دارد، چه دانشگاهی و درس‌خوانده و چه بی‌سواد و بی‌کار؛ نمی‌شود گفت کسی نه اعتقاد دارد خدا وجود دارد و نه اعتقاد دارد خدا وجود ندارد! بالاخره یا می‌گوید خدا هست و یا می‌گوید نیست.

۲- همه‌ی افراد «ایدئولوژی» و «اعتقاد» خود را در مسائل مختلف فکری و اجرایی زندگی خود دخالت می‌دهند. کسی که زندگی را به این دنیا محدود می‌بیند، به دنبال «لذت‌طلبی» در همین دنیا می‌رود و چون می‌بیند مثلاً لذت جنسی از سایر لذت‌ها بیشتر است و مردم به آن بیشتر توجه دارند، در «هنر» و «فیلم» سعی می‌کند مسائل جنسی را بیشتر نشان دهد تا با فروش بیشتر فیلم، بیشتر «سود» کند و با این «سود» بیشتر از دنیا «لذت» ببرد.

امّا کسی که آخرت را پذیرفته و برای تک تک اعمال این دنیایش، حساب و کتاب قائل است، سعی می‌کند «هنر» و «فیلمی» تهیه کند که هم «دنیا» و هم «آخرتش» را آباد کند. پس به دنبال «تربیت» و «رشد» مردم می‌رود، نه به دنبال «لذت‌طلبی لحظه‌ای» و «جذب» مردم از هر طریقی.

۳- «دین»، «اعتقادات» و «ایدئولوژی»، یک علم در کنار سایر علوم (مثل روان‌شناسی، فلسفه، جامعه‌شناسی و …) و یک فضای فکری در کنار سایر شئون (مثل سیاست، اقتصاد، هنر، اجتماع، فرهنگ و …) نیست. بلکه یک چراغی است که بر تک تک علوم و بر تک تک شئون نور می‌اندازد.

مثلاً شخصی که تمام عالَم و انسان‌ها را مخلوق و عبد خدا می‌داند، در عالَم «سیاست» شاخ و شانه نمی‌کشد که «من» یا «حزب فلان» باید حکومت کند، بلکه می‌گوید «من» یعنی «عبد خدا»، هر چه او بگوید که می‌شود «ولایت فقیه».

در سیاست خارجه نمی‌گوید هر دادنی باید گرفتنی داشته باشد و زمانی ما به حزب‌الله لبنان، عراق، فلسطین و … کمک می‌کنیم که آن‌ها هم به ما پول یا … بدهند. بلکه می‌گوید بر من «واجب» است و خدا بر گردن من گذاشته است، چه مرا تحریم کنند و چه نکنند.

در روان‌شناسی می‌گوید «فطرت خدا جوی داریم و رشد ما یعنی اطاعت از خدا» نه مثل مارکس، هگل و فوئر باخ بگوید «دین یعنی از خود بیگانگی و ضرر کردن».

۴- «خوب» و «بد»، «سود» و «ضرر»، «منفعت» و «نقص» بر اساس «اعتقاد» و «نوع نگاه ما به جهان = ایدئولوژی» شکل می‌گیرد. اگر دنیا را با آخرت فرض کنیم، «لذت‌طلبی» و «دوری از دین» می‌شود «بد» ولی اگر دنیا را بدون خدا و قیامت ببینیم، «لذت بردن از غذاهای لذیذ و مسائل جنسی و …» از هر راه و سببی (حتّی از طریق جنگیدن با دیگران) می‌شود «خوب».

جمع‌بندی: هر کسی برای خودش اعتقاد و نوع نگاهی به دنیا دارد و این نگاهش بر سایر افکار و کارهایش تاثیر می‌گذارد و عملش را بر اساس آن شکل می‌دهد، چون «خوب» و «بد» را طبق اعتقاداتش می‌بیند. آن اعتقادی که آن را صحیح می‌داند.

نتیجه‌گیری: آن کسی که می‌گوید «سازش کردن با مستکبرین و ظالمان» مخالف «منفعت و سود جامعه» است، قطعاً دنیا را بدون آخرت و خدا می‌بیند. چون «سازش با ظالم» مساوی است با «عذاب آخرت» و این یعنی «ضرر» نه «سود»؛ چون دنیا روزی به پایان می‌رسد. اساساً جدا کردن «منافع ملّی» از «اعتقادات و ایدئولوژی» ناشی از یک «ایدئولوژی» غلط است: یعنی این «اعتقاد = اسلامی» به ما «سود» نمی‌رساند.

یعنی همان شخصی هم که می‌گوید «ایدئولوژی» را در «سیاست خارجه» دخالت ندهید، برای خودش یک اعتقاد و ایدئولوژی دارد = «دخالت ندادن اعتقاد اسلامی در سیاست خارجی» که ناشی از ضعف «اعتقادات» و «ایدئولوژی» است؛‌ چون:

۱- اسلام حق است.

۲- اسلام کامل است و در همه‌ی شئون از زندگی حرف صحیح و منطقی دارد.

۳- بهترین چیزی که نیازهای فردی و اجتماعی ما را به شکل صحیح برطرف می‌کند، اسلام است.

پس به آن شخصی که این حرف را در بحث «سیاست خارجه» می‌گوید، بگویید از بحث سیاست خارجه یک پله عقب بیا تا اول در بحث «اعتقادات» با هم بحث کنیم، چون تو هنوز به «حق بودن» یا «کامل بودن» دین اسلام «یقین نداری».

 

  • مهدی زاده ۱۳۹۴/۰۲/۳۰ ۰۵:۱۵

    0 0 پاسخ

    "آن کسی که می‌گوید «سازش کردن با مستکبرین و ظالمان» مخالف «منفعت و سود جامعه» است، قطعاً دنیا را بدون آخرت و خدا می‌بیند."

    اشتباه نوشته شده! سازش نکردن باید می نوشتید!

ارسال نظر