کد خبر : 15449

محمدعلی سافلی

از حصر عایشه پس از فتنه جمل تا حصر فتنه گران تاریخ انقلاب اسلامی

بوشهر24/ محمدعلی سافلی:

«من ﺗﻮﻗﻊ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺖ می‌گوید ﻭ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ‏این‌ها را چرا نگه داشتید؟ ﺍﯾﻦ ﺩﮊﺧﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ! ‏ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ آن‌ها ﺭﺍ ﻣﺎ ﻧگه ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ حبس‌ها ﺍﻵﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ- ﻭ حبس‌های ﻣﺎ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ حبس‌های ﺳﺎﺑﻖ ﻧﯿﺴﺖ؛ حبس‌هایی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ آن‌ها ﺍﺷﺨﺎﺹ به‌هیچ‌وجه ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻫﺎﻧﺖ، ﺣﺘﻰ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ- این‌ها ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ این‌ها ﺭﺍ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ نکردید! اصلاً ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﻣﺠﺮﻡ؛ ‏ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﻣﺠﺮﻡ ﯾﮏ ﺍﻣﺮﻯ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ است. ‏ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺍﻗﺘﻀﺎ می‌کند ﮐﻪ ﻣﺎ آن‌ها ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﯾﻨﮑﻪ مجرم‌اند، ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ این‌ها ﻣﺠﺮﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﻭﮐﯿﻞ ﮔﺮﻓﺖ، ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﺩﻋﺎﻯ ﺍﻭ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ، ﺍﻭ ﻣﺘﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﺠﺮﻡ. ‏ صحیفه نور، ج 6، ص 459»

حبس در خانه اصطلاحی است که به محدودیت در رفت‌وآمد و خروج از منزل اشاره دارد. در اجرای این مجازات آزادی ورود و خروج محکوم علیه از منزل محدود و او ملزم می‌گردد در منزل باقی بماند. به حبس خانگی، زندان خانگی، بازداشت الکترونیکی و نظارت الکترونیکی نیز گفته می‌شود. هرچند این شیوه مجازات در دهه اخیر به‌ویژه 1980 به بعد پیشرفت کرد اما سابقه طولانی در تاریخ دارد. برای مثال خسروپرویز در مدت سی‌وهشت سال سلطنت خود، مانع ازدواج و وصلت پسران خود شد و آن‌ها را در بابل در حبس خانگی نگه داشت و برای آن‌ها مراقب گماشت. از حبس خانگی امروزه یا برای جرائمی با مجازات سبک در نظر گرفته می‌شود یا برای پرونده‌هایی که متهم آن‌یک شخصیت سیاسی است.

حبس خانگی در تاریخ اسلام

حبس خانگی در اسلام بی‌پشتوانه نیست بلکه دارای ریشه شرعی و همچنین سابقه تاریخی است. آیه 15 سوره مبارکه نساء می‌فرماید:«وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِکُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَیْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنکُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّىَ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا/و از زنان شما کسانى که مرتکب زنا مى‏شوند چهار تن از میان خود مسلمانان] بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند آنان را در خانه‏ها نگه‌ دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهى براى آنان قرار دهد.} که پس از مدتی این حکم قران نسخ شد.

اما یکی از معروف‌ترین حصرهای تاریخ اسلام مربوط به حصر عایشه پس از جنگ جمل می‌شود. مستنداتی در دست است که عایشه پس از واقعه جمل به دستور امیرالمؤمنین –علیه‌السلام- به مدینه بازگشت داده شد و در خانه رسول‌الله(ص) ماند و اجازه خروج از خانه از مدینه و شرکت در مسائل سیاسی را نداشت.

عایشه که بود؟

عایشه زاده سال ۹ پیش از هجرت در مکه، دختر ابوبکر، نخستین خلیفه از خلفای راشدین و سومین همسر پیامبر اسلام است. مادرش هم رومان از قبیله کنانه بود. عایشه درحالی‌که با نهی پیامبر روبرو شده بود اما در اکثر جریانات سیاسی – اجتماعی اسلام شرکت داشت. برای مثال زمانی که مردم خانه عثمان را محاصره کرده بودند، گروهی از مردم نزد عایشه رفته و گفتند: ای ام المومنین، ای‌کاش به پا می‌خواستی و میان این مرد و مردم سازش می‌دادی، عایشه گفت: من وسایل سفرم را آماده کرده‌ام و می‌خواهم به حج بروم. مروان گفت: به‌جای هر درهمی که خرج کرده‌ای، دو درهم به تو داده می‌شود. عایشه گفت: شاید تو گمان می‌کنی که من عثمان را نمی‌شناسم. به خدا قسم دوست داشتم او پاره‌پاره در جوالی (پارچه ضخیم) از جوال‌های من بود و می‌توانستم او را حل کنم و به دریا بیفکنم؛ لذا او به‌سوی مکه حرکت نمود.

عایشه در مکه بود که خبر بیعت مردم با علی(ع) را شنید. او از این مسئله بسیار ناراحت شد و گفت: از اینکه آسمان‌ها بر زمین افتد، سرزنش بر آن نیست. به خدا سوگند که عثمان مظلومانه کشته شد و من خواهان خون او هستم. به او گفتند تو اولین کسی بودی که عثمان را سرزنش می‌کردی تا آنجا که گفتی: بکشید این نعثل را که کافر شده است. عایشه جواب داد: به خدا سوگند من گفته‌ام و مردم نیز گفته‌اند؛ ولی پایان سخن من از آغاز آن بهتر است.

چون موسم حج فرا رسید، طلحه و زبیر از علی(ع) اجازه گرفتند، جهت انجام مراسم حج به مکه بروند. آن‌ها در مکه عایشه را ملاقات کردند، عایشه از آن‌ها پرسید، در مدینه چه خبر؟ گفتند: مجبور شدیم، از مردمی بی‌سروپا و مشتی اعراب که بر نیکان خود غلبه یافتند و هیچ حقی را نمی‌شناسند و هیچ باطلی را انکار نمی‌کنند، بگریزیم. عایشه گفت: بر سر آنان بتازیم؛ لذا تصمیم گرفتند، به‌سوی بصره حرکت کنند. او در اجتماع مردم مکه گفت: اگر عثمان کشته شد، اینک طلحه بهترین و لایق‌ترین مردم برای مقام خلافت در میان شما حاضر است. با او بیعت کنید و از اختلاف بپرهیزید. وقتی خبر حرکت آن‌ها به علی(ع) رسید، فرمود: به‌سرعت در پی‌ ایشان برویم تا شاید پیش از آن‌که به بصره برسند، آن‌ها را دریابیم. لشکر علی(ع) در اطراف بصره با آن‌ها روبه‌رو شد. آن حضرت «اصحاب جمل» را تا ظهر نصیحت نمود. این در حالی بود که مردم بصره در زیر پرچم‌های خود و عایشه در هودج خویش نشسته و ناظر قضایا بودند. نهایتاً جنگ سختی درگرفت تا اصحاب جمل شکست خوردند. طلحه در اثر تیری که به پایش خورده بود، از دنیا رفت. زبیر از لشکر جدا شد و به «وادی السباع» رفته و در آنجا کشته شد. علی(ع) فریاد برآورد: «شتر را پی‌کنید تا پراکنده شوند». با پی شدن شتر و سرنگونی هودج عایشه، مردم از اطراف عایشه پراکنده شدند و به بصره گریختند. وقتی عایشه بر زمین افتاد، گفت: دلم می‌خواهد بیست سال پیش‌از این مرده بودم.

سپاه عایشه در جنگ جمل شکست خورد و با شکست کامل آن جنگ جمل پایان یافت و آتش فتنه خاموش شد. آنگاه علی علیه‌السلام به محمد ابن ابی بکر مأموریت داد که برود پیش خواهرش عایشه و برای وی خیمه‌ای برپا کند و از او دلجوئی کند! پس از محمد ابن ابی بکر، به‌سوی خیمه عایشه حرکت نمود و در برابر کجاوه وی که در نزدیکی خیمه افتاده بود قرار گرفت و با چوبی که در دست داشت به کجاوه او اشاره نمود و گفت: آیا رسول خدا(ص) تو را به این فتنه‌انگیزی و ریختن خون مسلمانان امر کرده بود؟ مگر همسرت رسول خدا به تو دستور  نداده بود که از خانه‌ات بیرون نروی؟ پس از علی (ع) عمار نیز با عایشه سخن گفت: عایشه تو چقدر از فرمان خدا به دور افتادی؟ از گوشه خانه که پیمان رسول خدا(ص) با تو بود تا به میدان جنگ با وی مخالفت نمودی؟ گوشه خانه کجا و میدان جنگ کجا؟!

علی (ع) پس از جنگ جمل فرمان عفو عمومی صادر نمود. روش علی در برخورد با اسرا و زخمیان جمل غیر از رفتار با مشرکان و کفار بود. این روش مورد مخالفت برخی سپاهیان حضرت واقع‌ شده آن‌ها گفتند: یا علی! تا دیروز خون این مردم را برای ما مباح و تجویز می‌کردی ولی امروز اموال و زنانشان را بر ما حرام می‌کنی؟ حضرت برای اینکه به اصحاب بفهماند اسرای جنگ جمل غیر از اسرای کفار هستند فرمود: پس‌ بنابراین‌ گفتارتان‌؛ اینک‌ تیرهای‌ قرعۀ خود را بیاورید؛ و قرعه‌ بر عایشه‌ بزنید، که‌ به‌ نام‌ چه‌ کسی‌ می‌افتد؟ زیرا که‌ او رأس‌ و سرمنشأ این‌ جنگ‌ و آشوب‌ و است‌؛ و قائد و پیشدار شورشیان‌! آن‌ها دانستند که‌ أمیرالمؤمنان‌ علیه‌ السّلام‌ چه‌ می‌گوید و گفتند: ما از گفتار خود دست‌ برداشتیم‌ و استغفار می‌کنیم‌. زیرا که‌ علی‌ علیه‌ السّلام‌ با این‌ منطق‌ خود آن‌ها را آگاه‌ کرد(کنز العمّال‌، ج‌ 6 ، ص‌ 83).

حضرت، عبدالله ابن عباس را نزد عایشه فرستاد تا او را برای بازگشت به مدینه مهیا سازد. عبدالله بدون اجازه به خانه محل اقامت او وارد شد و نشست. عایشه گفت برخلاف سنت رفتار کردی، چرا که بدون اجازه ما وارد شدی و بدون دستور من بر فرش جلوس کردی! عبدالله گفت: اگر در خانه‌ای که پیامبر(ص) برایت به‌جا گذاشته می‌نشستی ما بدون اجازه وارد نمی‌شدیم و بدون دستور بر فرشت جلوس نمی‌کردیم. امیر مؤمنان فرمان داده است که بی‌درنگ خود را برای بازگشت به مدینه آماده کنی. عایشه گفت: ازآنچه می‌گویی امتناع دارم و مخالفت می‌کنم. ابن عباس به محضر امیرالمؤمنین بازگشت و پاسخ عایشه را گزارش داد. حضرت او را بازگرداند تا به عایشه اعلام کند که چاره‌ای جز بازگشت به مدینه ندارد. عایشه اجابت کرد و آماده بازگشت شد (بحارالانوار/ج23).

اعثم کوفی در فتوح البلدان نقل می‌کند: پس از خاتمه جنگ علی(ع) به استر مخصوص رسول خدا دلدل سوار شد و در بصره به‌طرف خانه‌ای که عایشه موقتاً در آنجا بود، حرکت نمود و پس از استیذان وارد آن منزل شد، امیرالمؤمنین دید که عایشه با عده ای از زنان بصره دورهم نشسته و گریه و زاری می‌کنند... علی علیه‌السلام عایشه را مخاطب قرار داد و چنین توبیخ نمود: عایشه! خدا تو را دستور داده بود که در خانه بنشینی و خود را از بیگانگان مستور و محفوظ بداری، اما تو! تو با امر پروردگار بزرگ مخالفت نموده دست به خون مسلمانان آلودی، مردم را به ضد من شوراندی و از راه ظلم، جنگ بزرگی علیه من به وجود آوردی درصورتی‌که تو و خاندانت به‌وسیله ما به عزت و شرف نائل گشته‌اید و به‌وسیله ما خاندان بود که تو ام المومنین شدی! عایشه اینک آماده حرکت باش و به خانه‌ای که رسول خدا تو را در آنجا برقرار نموده است برگرد و تا دم مرگ در آنجا باش!

فردای همان روز علی(ع) فرزندش امام حسن را به نزد عایشه فرستاد. امام مجتبی به‌پیش عایشه آمد و گفت: عایشه! پدرم امیرالمؤمنین می‌گوید: سوگند به خدائی که دانه را شکافت، سوگند به خدائی که انسان‌ها را به وجود آورد اگر همین‌الان به مدینه حرکت نکنی درباره تو آنچه را که تو خود می‌دانی انجام خواهم داد. عایشه چون این سخن را شنید فوراً برخاست و آماده حرکت گردید.

عایشه به همراه عبدالرحمن ابن ابی بکر و سی مرد و بیست زن متدین از قبیله عبدالقیس همدان روانه مدینه شد. مردها و زن‌ها همه مسلح بودند. به زن‌ها دستور داده شد لباس مردانه بپوشند و به عایشه نگویند که زن هستند. اینان درحالی‌که نقاب مردانه بر چهره داشتند، کلیه خدمات را در قبال عایشه بر عهده داشتند و در موقع پیاده شدن و سواری او را کمک کردند!

این اقدام امیرالمؤمنین(ع) در قبال عایشه کاملاً کریمانه و از روی ارادت به پیامبر انجام می‌گرفت. حضرت درجایی از نهج‌البلاغه در بیان ویژگی‌های عایشه می‌فرمایند: وَ امّا فُلانَةُ فَأدْرَکَهَا رَأیُ النّساء..... و امّا فلانه؛ (عایشه)‌ را از یک‌جهت‌ پندار و خیال‌ زنانگی‌ گرفت‌؛ و از جهت‌ دیگر کینه‌ و حقد و حسدی‌ که‌ در سینۀ او بود...(نهج‌البلاغه،خطبه‌ 154) اما به احترام پیامبر حضرت از او درگذشت و با اقدام حکیمانه خود در خاموش کردن فتنه جمل، عایشه را تا پایان دوران خلافت خویش از صحنه فتنه پراکنی ها دور داشت!

حصر در تاریخ انقلاب اسلامی: از عباس امیر انتظام تا سران فتنه 88

در حقوق کیفری ایران مجازات جایگزین زندان و حبس تاکنون پیش‌بینی‌نشده است و خلأ آن به‌شدت احساس می‌شود. در قانون مجازات اسلامی جدید حبس خانگی را تنها در مورد کودکان بزهکار پیش‌بینی کرده است. اما حصر خانگی با تصویب مقامات حکومتی و برای شخصیت‌های سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی امری مسبوق به سابقه است. کسانی که در حالت عادی مجازات اعدام و یا حبس در انتظارشان بود اما با وساطت بزرگان نظام و حکم ولی‌فقیه حکمشان به حصر تبدیل شد.

نورالدین کیانوری، عباس امیرانتظام، سید محمدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری ازجمله شخصیت‌هایی هستند که هرکدام بنا به دلایلی در حصر خانگی به سر می‌بردند.

نورالدین کیانوری (۱۲۹۴–۱۳۷۸) فعال سیاسی ایرانی بود. کیانوری که از اعضای تأثیرگذار کمیته مرکزی حزب خائن توده ایران بود، در سال 61 به اتهام جاسوسی و تلاش برای کودتا زندانی شد و در اواخر عمرش برای مراقبت، از زندان به یک‌خانه منتقل می‌شود

عباس امیر انتظام (متولد 1311) سخنگوی دولت موقت مهدی بازرگان بود. وی 27 آذر ۱۳۵۸ به اتهام همکاری با سازمان جاسوسی سیا و ارتباط پنهانی با آمریکا از سوی دادستانی کل کشور بازداشت شد. حکم اولیه او اعدام بود که با وساطت مهندس بازرگان، به حبس ابد تقلیل یافت و پس از چند سال به خانه‌ای که کیانوری در آن زندگی می‌کرد منتقل شد.

آیت‌الله سید محمدکاظم شریعتمداری به جرم دست داشتن در کودتا با همکاری صادق قطب‌زاده، به حصر خانگی محکوم شد. وی ۱۴ فروردین ۱۳۶۵ در بیمارستان مهراد تهران، براثر نارسایی کلیه درگذشت. آیت‌الله حسینعلی منتظری نیز در پی سخنرانی فتنه انگیزانه خود در 13 رجب سال 76 علیه ولایت‌ فقیه و تشویش اذهان عمومی، با مصوبه شورای عالی امنیت در حصر خانگی بود.

آخرین حکم حصر نیز مربوط به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی است که با توجه به مستندات پرونده این دو نفر و حکم ماده 286 قانون مجازات اسلامی به دلیل نشر اکاذیب و توطئه علیه نظام، به اعدام محکوم می‌شوند اما بنا بر نظر شورای عالی امنیت ملی و حکم مقام ولایت‌فقیه در حصر خانگی به سر می‌برند. درواقع حصر برخلاف برخی شیوه‌های آن در کشورهای دیگر، در ایران از جهت تخفیف مجازات و حفظ شأن مجرم صورت می‌گیرد. همان‌طور که حضرت علی علیه‌السلام در مورد عایشه با چشم‌پوشی از جرائم وی و همچنین جلوگیری از تکرار اشتباهاتش او را به مدینه فرستاد تا در خانه رسول خدا(ص) زندگی کند و در آشوب‌ها و فتنه‌های بعدی دخالتی نداشته باشد. به همین خاطر است که تا پایان خلافت امیرالمؤمنین کمتر نامی از عایشه در تحولات سیاسی آن برهه از تاریخ اسلام می‌شنویم.

ارسال نظر