کد خبر : 18293

درباره توهین و تهمت دوباره تاجزاده به نظام

شوالیه غائله ها از کدام کرباسچی دفاع می کند؟+ گوشه ای از پرونده غلامحسین!

شوالیه غائله ها از کدام کرباسچی دفاع می کند؟+ گوشه ای از پرونده غلامحسین!

اختلاس هفت میلیارد ریالی غلامحسین کرباسچی با هدف تقویت جایگاه اجتماعی و سیاسی خود مهمترین موضوعی است که نشان می دهد او در قضیه تخفیف برای اعطا مسکن به 130 نفر از هنرپیشگان معلوم الحالی که تعهدی به نظام اسلامی ندارند بسیار بد و ناروا عمل کرده است.

مصطفی تاجزاده در دفاع از هم کیشان خود چنان به وادی بی انصافی افتاده که چشمانش را بسته و تنها دهان خود را همانند لات بازی های دهه شصت خود باز کرده است و توهین و تهمت را ارکان نظام کشاند است.

 استعفای محمدعلی نجفی به دلیل مریضی جدیدش با حاشیه های بسیاری همراه بود و وی جسارت آن را نیز ندارد تا به صورت رسمی و علنی دلایل واقعی استعفایش را بیان کند و همین موضوع زمینه ای را برای فرصت طلبان ایجاد کرده تا استعفای وی را پیراهن عثمان کنند و بر نظام بتازند. افراطیونی چون مصطفی تاجزاده، عبدالله رمضانزاده و برخی از پیاده نظام های اصلاح طلب در شبکه های اجتماعی به توهم سازی در این باره پرداخته و از فشار حاکمیت برای تغییر شهردار سخن گفته اند. این افراطیون نجفی را قهرمان فسادستیزی متصور شده اند که با ارواح فاسد در شهرداری در حال نبرد بود که ترمزش کشیده شد! هرچند مروری بر عملکرد 7 ماهه نجفی نشان می دهد وی تنها با قصد تخریب مدیریت گذشته به میدان آمده بود تا راه برای گزینه بعدی هموارتر شود. نجفی به غیر از تهمت و توهین، سندی از فساد در شهرداری رو نکرد و یک مورد آن نیز که تهمت به نیروی انتظامی بود با شکایت این نیرو مشخص شد که تنها تصورات ذهنی آقای شهردار بوده است.

 

تاجزاده عنان درید

در حالیکه مصطفی تاجزاده، عضو افراطی مجاهدین انقلاب اسلامی در توئیتی از دخالت حاکمیت در برکناری نجفی و اشاره مستقیم به رهبری سخن گفته بود، احمد توکلی در پاسخ به این توهمات عنوان کرده: «یک انقلابی پشیمان (مصطفی تاجزاده) پیرامون استعفای شهردار تهران منتشر شده که متضمن یک دعوی و یک شبهه است. دعوی این است که در محاکمه آقای کرباسچی، آقای کروبی به رهبر انقلاب اعتراض کرده و رهبر فرموده است کرباسچی باید بداند از او گردن کلفت‌تر هم هستند. این طرز سخن گفتن به ادبیات رهبری شباهتی ندارد بلکه ناقض ادبیات و سیره ایشان است و اگر فرد توئیت‌کننده مستندی برای ادعایش داشت تا کنون آن را منتشر کرده بود.»

 

تاجزاده از این پاسخ توکلی برآشفته و در یک نامه بی ادبانه چنان به صرافت افتاده که پای کرباسچی را به میان کشیده و از وی به عنوان شهرداری پاکدست یاد کرده که خاتمی قصد داشته تا کرباسچی را وزیر مسکن کند. تاجزاده به دفاع از عملکرد کرباسچی در زمان 10 ساله شهرداریش پرداخته و مدعی شده که شهردار پیشین تهران قربانی تسویه حساب های سیاسی شده که مباد بعدها هوس ریاست جمهوری به سرش بزند!

 

این اصلاح طلب افراطی در بخشی از نامه توهین آمیزش که سایر نهادهای زیر نظر رهبری را به فساد متهم کرده، محاکمه کرباسچی را محرومیت از مدیر لایق نامیده: «براستی نتیجه آن محاکمات جز آبروریزی برای جمهوری اسلامی و محرومیت ایران از خدمات یکی از لایق ترین مدیرانش چه بود؟ مدیری که البته مثل من و شما دارای نقاط قوت و ضعف است و با روش‌های قانونی و مدنی می‌توانستند با ضعفهایش مقابله کنند.»

 

مروری کوتاه بر پرونده کرباسچی

اما برای رد ادعاهای تاجزاده کافی است مروری برپرونده مفاسد و تخلفات زمان کرباسچی در شهرداری داشته باشیم که مشخص شود او پایه گذار بسیاری از رویه های غلط در مدیریت شهری بوده است و تبعات آن تا به امروز نیز باقی مانده است. : کرباسچی مبدع رسوخ فساد سازمان یافته به بدنه سیاسی کشور است؛ ادعایی که دوران محکومیت دوساله‌ای را برایش رقم می‌زند.

 

جالب است بدانیم آغاز بحث تخلفات انتصابی به شهرداری با نامه عباس آخوندی، معاون سیاسی وزارت کشور وقت کلید خورد. پس از آن علی محمد بشارتی، وزیر کشور سابق نیز خواهان برخورد با شهرداری تهران شد که نامه عباس آخوندی مبنای دستور برخورد با شهرداران تهران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۶ کرباسچی که همراه حزب کارگزاران سازندگی از طرفداران کلیدی خاتمی در انتخابات دوم خرداد بود، با عده‌ای از معاونان و شهرداران مناطق تهران توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی به فرماندهی سردار نقدی دستگیر و بازجویی شد. که سرانجام کرباسچی روز ۱۵ فروردین ۱۳۷۷ پس از بازجویی، بازداشت و روانه زندان شد.

 

رسیدگی به اتهامات غلامحسین کرباسچی به عنوان شهردار تهران و حدود 104 متهم دیگر پرونده اختلاس در شهرداری که همگی مدیران بالادستی و میانی شهرداری و پیمانکاران را تشکیل می دادند، در 8 جلسه به طول انجامید و در جریان برگزاری این جلسات گمانه زنی ها و تحلیل های متعددی در باب اتهامات غلامحسین کرباسچی مطرح می شد.

 

شهر فروشی برای رسیدن به بودجه شهری

سروصداهای اختلاس جنجالی شهرداری از آنجایی شروع شد که عباس آخوندی، معاون سیاسی وزیر کشور وقت در نامه ای خطاب به مسئولان نظام به مسائل و مشکلات فنی و شهرسازی شهرداری اشاره کرد و سپس همان نامه را به دفتر مقامات عالیه نظام ارجاع داد.

 

واگذاری دارایی‌های شهری یا همان شهرفروشی، دلیلی بود که عباس آخوندی درخواست مقابله با آن را داشت و شکایت خود را در همین زمینه تنظیم کرد. شکایتی که با روی کارآمدن دولت خاتمی، بازپس گرفته شد و بار دیگر ضوابط و قوانین، فدای مناسبات سیاسی دولت‎ها شد.

 

از جمله مصداق‌هایی که در این زمینه می‌توان بدان اشاره کرد، اراضی پارک چیتگر غرب تهران است. «یاسر.ه» در زمان ریاست آقای کرباسچی در شهرداری تهران، با استفاده از نفوذ خود در شهرداری توانست ۴۵ هزار مترمربع از اراضی پارک چیتگر را تحت عنوان فدراسیون سوارکاری کشور در اختیار بگیرد. متعاقباً وی در مرحله دیگری ۳۰ هزار مترمربع از پارک مذکور را هم افزون بر متراژ قبلی تصرف نمود.

 

محمود کاشانی، حقوقدان نیز در 26 مهرماه 95 به موضوع تصدی کرباسچی بر مسند شهرداری تهران اشاره می کند و می گوید: «این فرد کمترین صلاحیتی برای اداره شهر نداشت و کلید جنایت هولناکی را در تهران زد که عبارت بود از چوب حراج زدن به مقررات شهرسازی برای کسب درآمد.»است. 

 

هزینه کردن بودجه شهرداری برای انتخابات

اگر هریک از افراد جامعه به مدد حافظه تاریخی خویش و یا به روایت رسانه ها، از تخلفات فراوان شهرداری دهه 70 باخبر شوند، از زوایای مختلف این مسئله آگاه شده و متوجه هزینه غلامحسین کرباسچی برای تبلیغات نامزدهای مورد حمایت خویش از محل بودجه شهرداری خواهند شد. او در آستانه برگزاری انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی و انتخابات 2 خرداد سال 76 که محمد خاتمی به عنوان رییس جمهور انتخاب شد به منظور دست یابی به اهداف مدنظر خود و تامین مطالبات جناحی که به آن وابسته بود از محل منابع شهرداری به تبلیغ و مانور دادن بر روی مهره های پرداخت که به سود او و جناح اش تمام می شد.  

این مسئله به جرقه و سرآغازی برای ورود پول های کثیف به انتخابات کشور هم  تبدیل و منجر شد تا حقوق شهروندان بسیار بیشتر از گذشته نادیده انگاشته شود. 

 

عرضه کارت ترافیک در بازار سیاه!

ارائه کارت ترافیک از دیگر تخلفات آشکار شهرداری اسبق تهران به شمار می رود، زیرا قرار بود این نوع کارت ها در جهت کاهش ترافیک و آلودگی هوا به مسئولان و عده ای محدود از افرادی که نیازمند رفت و آمد در محدوده طرح هستند، اعطا شود، اما چنین اتفاقی روی نداد و مشخص شد که شهردار وقت به دنبال کسب درآمد و ضایع کردن حقوق شهروندان است بر این اساس تعداد زیادی از کارت های ترافیک در بازار سیاه نیز با نرخ بالا عرضه شد، این اقدام ضمن فریب مردم سبب شد مبالغ هنگفتی به جیب شهرداری تهران واریز شود. 

 

تخفیف های ویژه برای افراد ویژه 

موضوع تخفیف های بی حساب و کتاب در حوزه ساخت و ساز و عوارض و مالیات از دیگر مصادیق فساد و تخلفی است که در فاصله سالهای 1368 تا 1377 شهرداری تهران را با چالش ها و مشکلات متعددی روبرو کرد. این مجموعه تخفیف ها عمدتا شامل حال مفسدان اخلاقی و افراد ضد نظام اسلامی، شده است. به عبارت دیگر باید مطرح کرد که این تخفیف های ویژه تنها برای افراد ویژه و حامی شهردار در نظر گرفته شده و سایر افراد جامعه از این مزیت برخوردار نشده اند. 

 

انتصاب افراد کم سواد و فاقد آگاهی در مجموعه شهرداری

در آن زمان به کار گیری آدم های کم سواد و فاقد آگاهی نسبت به امور شهرداری بیش از سایر موارد شائبه های متعددی را به ذهن متبادر می کرد زیرا افرادی با مدرک دیپلم از سمت های نازل به یک باره صاحب پست و مقام های آنچنانی می شدند، این اقدام سبب شد تا شهردار وقت بتواند به شکل غیر قانونی در معاملات خود عمل کرده و به اختلاس دست بزند. استخدام چنین افرادی، امتیازی بزرگ برای مجموعه شهرداری  به شمار می رفت چرا که این افراد باتوجه به عدم آگاهی و به صرف رسیدن به مقام و منصب، وجوه  حاصل از انجام معاملات غیرقانونی و اختلاس را بی کم و کاست در اختیار کرباسچی قرار  می دادند. 

 

برداشت های دل به خواهی  و شخصی از اموال بیت المال

برداشت های دل به خواهی  و شخصی از اموال بیت المال و مصرف آن در جهت منافع شخصی از دیگر مواردی است که باید در این بخش به آن پرداخته شود.

 

 بی شک وقتی به پرونده مدیریت شهرداری در دهه 70 نظر می اندازیم بیش از هر زمان دیگر معنای اسراف و زد و بند و نادیده گرفتن حقوق شهروندان را درمی یابیم. وقتی معاونان شهرداری از بیت المال برای وعده صبحانه خود میگو سفارش می دهند و یا شهردار وقت شاکله مدیریتی خود را بر مبنای توجه به طبقه ثروتمند جامعه معطوف می سازد و با دیدگاهی تک بعدی اعلام می دارد که این شهر متعلق به کسانی است که حداقل 500 هزار تومان حقوق  دریافت می کنند، باید تا ته داستان را خواند.

 

 در ادبیات شهری به کاربردن این جمله به معنای این است که افرادی با درآمد زیر  500 هزار تومان باید از پایتخت خارج شوند، کما اینکه چنین عبارتی از سوی او رسما مطرح شده و حتی مفهوم مدرن شدن تهران را نیز بر این اساس می سنجد. در حقیقت می توان اینگونه بیان کرد که مقصود کرباسچی از یک شهر مدرن شهری است که در آن افرادی با درآمد پایین زندگی نمی کنند و این یعنی شهردار اسبق آب پاکی را بر روی دست افراد کم درآمد جامعه ریخته و اتمام حجت کرده است که خدماتی برای آنان در نظر گرفته نخواهد شد. 

 

اختلاس 7 میلیارد ریالی  و واگذاری مسکن به هنرپیشگان معلوم الحال

حتی یکی از نزدیکان او بعدها مطرح کرد که کرباسچی تنها پروژه انحراف مالی را در دستور کار داشت به طوری که درصدد بود همه اموال و دارایی های شهرداری را بفروشد تا برای شهردار بعدی چیزی باقی نماند. 

 

اختلاس هفت میلیارد ریالی غلامحسین کرباسچی با هدف تقویت جایگاه اجتماعی و سیاسی خود مهمترین موضوعی است که نشان می دهد او در قضیه تخفیف برای اعطا مسکن به 130 نفر از هنرپیشگان معلوم الحالی که تعهدی به نظام اسلامی ندارند بسیار بد و ناروا عمل کرده است. شهردار اسبق تهران به هریک ازهنرپیشگانی که با یکدیگر نسبت زناشویی دارند نیز یک واحد آپارتمان به شکل مجزا و جداگانه داده است در حالی که مردم متعلق به طبقه پایین این کلانشهر از این دست و دلبازی های آقای شهردار بهره مند نشدند.

ارسال نظر