کد خبر : 18815

یادداشتی از میثم آخوندی کارشناس مسائل سیاسی

چرا اقتصاد یکی از عرصه های عملیات روانی دشمن برای ناامیدسازی افکار عمومی در ایران است؟

چرا اقتصاد یکی از عرصه های عملیات روانی دشمن برای ناامیدسازی افکار عمومی در ایران است؟

حوزه های علمی و نظامی به دلیل اینکه گزاره های خود را از نسخه انقلاب اسلامی گرفتند، به توفیقات بسیاری رسیدند، اما در این میان حوزه هایی همچون اقتصاد به دلیل آنکه در ید سیستم اجرایی قرار داشته و دارد و به دلیل عدم تن دادن به تغییر مختصاتی که از نسخه های لیبرالی برآمده، با عدم کسب موفقیت های لازم روبرو شده است.

قریب به 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. کشور به واسطه قطع کردن دست کشورهایی که منافع خود را به دلیل تحقق استقلال کشور در خطر می دیدند روزهای سخت و دشوار داشته و در عین حال فراز و پیشرفت های بسیاری نیز به خود دیده است. پس از پیروزی انقلاب قرار براین بود تا کشور با نسخه ای برامده از ایدئولوژی منتسب به متن اسلام اداره شود و این مهم در تاروپود نظام اسلامی تنیده شود. 

 

این مهم در برخی حوزه ها محقق شد. مقوله علمی، نظامی و سیاست خارجی گزاره های خود را از نسخه انقلاب اسلامی گرفتند چراکه حوزه هایی بودند که مدیریت اصلی آن ها در اختیار حاکمیت قرار داشت. اما در این میان حوزه هایی همچون اقتصاد به دلیل آنکه در ید سیستم اجرایی بود و به دلیل عدم تن دادن به تغییر ریل اقتصادی که از زمان حکومت شاهنشاهی بنا شده بود، آن طور که باید نتوانست رضایت ها را جلب کند. دولت ها با شعارهای مختلف سرکار آمدند اما تغییری در زیرساخت ها صورت نپذیرفت تا خروجی ها در حوزه اقتصاد تقریبا یکسان باشد و انتظارات به حق مردم سامان نیابد. 

 

معاندین تلاش کرده اند طی 40 سال گذشته از رهگذر اقتصاد ناکارآمد آن را با برچسب پاشنه آشیل نظام مزین کنند. هر از گاهی ضدانقلاب خارج نشین با همراهی نهان پیاده نظام داخلی، در راستای ضریب دادن به این مسئله و قوت بخشی به مطالبات اقتصادی، مسیر اعتراضات مردمی را به سوی خواست مدنی و آزادی های اجتماعی شیفت کنند ودر این مسیر تلاش برای گره زدن زلف محرومین به بخشی از مرفهین جامعه که اولویت شان گسترش آزادی های مدنی ست یکی از برنامه هایی ست که همواره در دستور کار ضدانقلاب قرار گرفته است. آن ها ازین رهگذر و با سوء استفاده از شکاف طبقاتی محصول سیاست های غلط اجرایی، بستر را برای تشریک مساعی بازنده ها وبرنده های سیاست های توسعه اقتصادی دهه 60 فراهم می کنند. در این میان اقدامات سلبی و ایجابی به شکل همزمان در دستور کار ضدانقلاب قرار داشته است.

 

غیر از نمایش و القای موج گرسنگی در ایران و همچنین القای عدم پایبندی جمهوری اسلامی به قواعد و شاخصه های حقوق بشر موارد دیگری نیز همواره در دستور کار جریان های معارض و رسانه های منتسب به آن ها قرار گرفته است. اغتشاشات دی ماه و پس از آن تلاش نافرجام و اقدامات ایذایی برای به کف خیابان آوردن مردم به بهانه مشکلات اقتصادی، ماکتی کوچک از هجمه های صورت گرفته نظام سلطه بر انقلاب اسلامی را باز نمایی می کند، اقداماتی که با تشریک مساعی رسانه های ضدانقلاب، استراتژیست ها و تئوری پردازان جریان خارج نشین صورت می گیرد. درحالیکه نظام اسلامی امتحان خود را در حوزه هایی که نسخه مدنظر خویش را عملیاتی دیده اما تلاش برای ناکارآمدنشان دادن جمهوری اسلامی به امری ثابت در عملیات روانی و اقدامات مخرب دشمن بدل شده است؛ نسخه هایی که در حوزه های نانوتکنولوژی، علوم زیستی و نظامی و همچنین تاسیس مراکزی همچون رویان و.. خود را ثابت کرده است، اما تعمیم دادن نسخه حوزه اقتصادی که برامده از نسخه های نخ نما شده لیبرالی ست همواره ابزاری برای تاختن بر جمهوری اسلامی و تحریک احساسات افکارعمومی بود و هست. دشمن در این مسیر ابزارهای مختلف و متنوعی را برای هجمه علیه جمهوری اسلامی به کار می گیرد.

 

تلاش برای القای ناامیدی جوانان ایرانی از انقلاب اسلامی

یکی از ابزارهای دشمن برای ناکارآمد جلوه دادن جمهوری اسلامی القای ناامیدی نسل جوان از مکانیزم رفتاری نظام اسلامی است. نیروی انسانی برای هرکشور یکی از مهمترین فاکتورهای اساسی برای سنجش میزان اثرگذاری و قدرت آن جامعه است. امنیت، پیشرفت، اثرگذاری در عرصه بین الملل نیازمند جامعه ای پرنشاط و جوان است. حال اگر شاخصه انگیزه و امید از جوان گرفته شود بخش عظیمی از پتانسیل های بالقوه و بالفعل یک جامعه هرز خواهد رفت. به همین دلیل معارضین و دشمنان مردم و نظام همواره یکی از اصلی ترین اهداف خود را اخذ نشاط و امید از جامعه جوان کشور قرار داده است.

 

تلاش برای ناامن نشان دادن ایران و پایان اقتدار جمهوری اسلامی در منطقه

یکی از قدرتهای مشخص و عیان جمهوری اسلامی، ضریب نفوذ ایدئولوژی آن در قلوب ملت ها و سرزمین های مختلف است. از دگرسو، جمهوری اسلامی به واسطه ایستادن بر موضع حقانیت و دفاع از مظلومین جهان، مانعی برگ بر سر راه تحقق اهداف نامشروع امپریالیست و ایالات متحده آمریکا محسوب می شود. طرح خاورمیانه بزرگ که از مدت ها قبل در دستور کار امریکا قرار داشته، اینک به یک طرح شکست خورده مبدل شده است. ناکامی در عراق و سوریه و همچنین، ناکامی سعودی ها در جنگ نیابتی علیه مردم مظلوم یمن سبب شده تا بحث ناامن جلوه دادن ایران بار دیگر با موضوع تکرار پایان اقتدار ایران در منطقه گره بخورد. در همین راستا اندیشکده "چتم هاوس" در لندن تلاش کرد ناآرامی های اخیر را به حدی بزرگ جلوه دهد که آن را بستری برای پایان صلابت ایران در منطقه ارزیابی کند: «هیچ شکی نیست که این اعتراضات هزینه دخالت‌های منطقه‌ای ایران را به زیر سئوال برده است. اما از دید رژیم، هرگونه عقب‌نشینی در این مورد به ضعف و نهایتاً فشار بیشتر آمریکا، عربستان سعودی و اسرائیل تعبیر می‌شود. از این رو، بعید به‌نظر می‌رسد که ایران در فکر کم کردن فوری دخالت‌های خود در منطقه باشد. حکومت ایران می‌گوید اعتراضات اکنون پایان گرفته است.

 

نکته حائز اهمیت اینکه، تلاش برای بالا نگه داشتن تابلو اغتشاشات در 96 و تابستان 97، به مثابه اغتشاشات 78 و 88 با شکست روبرو شد و سناریوهای مندرس جریان های خارج نشین بار دیگر با شکست مواجه گشت. هر چند هریک از اغتشاشات و اعتصابات فوق با مکانیزم های رفتاری متفاوتی رخ نمایی کرد اما جنس و هدف آن ها یکسان بود؛ کشاندن پای مردم به کف خیابان، بالنگه دشاتن سطح اعتراضات با فشار رسانه ای. در مجموع ایجاد بهانه های واهی و تبدیل مسائل داخلی ایران به رفرنسی برای تغییر استراتژی های منطقه ای ایران در راستای تغییر موازنه قدرت در منطقه همواره در دستور کار نظام سلطه و رسانه های منتسب به آن بوده است.

 

در کنار موارد یاد شده القای پایمال شدن حقوق زنان در جامعه ایران، ایجاد دوقطبی بین حکومت و مردم و همچنین تحریم مردم ایران و دامن زدن به مطالبات اقتصادی آن ها جزو اصول همیشگی نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی بوده و هست. اما به واسطه در هم تنیدگی نظام اسلامی ایران با آحاد جامعه و ماهیت مردمی بودن انقلاب اسلامی پروپاگاندای رسانه ای غربی ها همواره با شکست روبرو شده است. شاید منطقی ترین نگاه به راهبرد مقتدرانه جمهوری اسلامی را بلومبرگ ارائه کرد. آنجا که با تحلیلی از آخرین وضعیت کشور در حوزه های مختلف تاکید کرد که انقلاب ایران هرگز از بین رفتنی نیست.

 

نسخه انقلاب اسلامی در حوزه اقتصاد چیست؟

نداشتن استراتژی مشخص اقتصادی در این دولت و دولت های گذشته موضوعی نیست که تازگی داشته باشد. حال که دولت های مختلف با حرکت بر ریل اقتصاد لیبرالی و توجه به نسخه نئولیبرالی نتوانسته اند زمینه را برای توفیق اقتصادی فراهم کنند می بایست بستر اجرایی شدن نسخه اقتصادی انقلاب اسلامی فراهم شود. لزوم تن دولت به کاهش بنگاه داری اقتصادی، چابک سازی قوه مجریه، رونق بخش تولید، ایجاد لایه های محافظ برای مصون ماندن از تهدیدات اقتصادی، محدود کردن خام فروشی و توجه به صنعت فراوری و.. همه و همه بخشی ازگزاره های اقتصادمقاومتی است. 

 

در ادبیات اقتصادی دنیا، مفهوم «مقاوم­‌سازی» در برابر «مخاطرات» و «شرایط مخاطره­‌آمیز» به عنوان کی اصل معرفی می شود. از این­رو، راهبردهایی که برای رویارویی با این شرایط مخاطره‌­آمیز پیشنهاد شده است، به نام راهبردهای «مدیریت ریسک» شناخته می­شوند. آمریکا با بیش از 17 هزار میلیارد دلار تولید در رتبه اول اقتصادهای جهان قرار دارد. دلیل اصلی آن نیز تکیه سیاست‌های اقتصادی آمریکا و حتی الگوی دیپلماسی خارجی آن بر تقویت تولید ملی این کشور است. در کنار این کشور آلمان به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا، چین با اختصاص صادرات قریب به 15درصد و پیشرفت اعجاب انگیز دیگر کشورهای عضو BRICS «برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی» بر مبنای اقتصاد مردمی و توجه به ظرفیت های داخلی شکل گرفته است. اقتصاد مقاومتی تجربه ای موفق و تست شده در کشورهای توسعه یافته امروز و فرداست. پس همان طور که کشور امروز می تواند در حوزه علمی و نظامی حرف های بسیاری برای گفتن داشته باشد، توجه به نسخه اقتصاد مقاومتی از سوی دولت ها نیز می تواند راهگشای امور اقتصادی کشور لقب گیرد و گره از مشکلات مردم بگشاید./ راهبرد معاصر

ارسال نظر