کد خبر : 6195

حسین حقگو

من يك اقتدارگرا هستم!

 من يك اقتدارگرا هستم!

ما مستضعفان و دردمندان را صاحبان و مالكان وارثان اصلي انقلاب مي ناميم و به آيه ي شريفه (( و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض)) معتقديم و آن ها را لشكر قابلمه به دست و يا دلفين نمي نامیم!

ما مستضعفان و دردمندان را صاحبان و مالكان وارثان اصلي انقلاب مي ناميم و به آيه ي شريفه (( و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض)) معتقديم و آن ها را لشكر قابلمه به دست و يا دلفين نمي نامیم!

به گزارش "بوشهر24"، به نقل از"ناصرون " واژه ي اقتدار را مي توان به دو صورت تفسير و معني نمود به عبارتي واژه اقتدار در معناي اول بيانگر نوع يا ميزاني از قدرت رسمي، تبعيت ديگران و وظايف و تكاليف ويژه در محدوده قوانين معين است. كسي كه داراي قدرت است طبعاً از حق فرمان دادن برخوردار است، اما اقتدار با اعمال ساده قدرت و يا زور و یا توتالیتاریسم تفاوت دارد. برخي از انديشمندان سياسي 3نوع نظام عمده اقتدار را برشمرده اند كه عبارتند از 1- اقتدارالهي (كاريزماتيك) 2- اقتدار سنتي كه برپايه ي سنت ها استوار است 3- اقتدار حقوقي و عقلاني كه مبتي بر قانون بوده و قدرت حاكمان و رهبران جامعه از آن ناشي مي شود. اما در ديدگاه دوم اقتدار عمدتاً مقوله اي پارادايمي و الگوي عام و همگاني به منظور تعريف ماهيت ويژه نوعي از مناسبات نوظهور بين حاكم و محكوم، فرا دست و فرودست ويا غالب و مغلوب است .

به بيان ديگر قدرتي است كه ميان گروهي كوچك از سياستمداران متمركز بوده و بيشتر به تماميت خواهي شباهت دارد كه سعي مي نمايد، تمام ابعاد اجتماعي و سياسي و فردي و حتي ديني – مذهبي يك اجتماع يا ملت را تحت كنترل و نظارت خود درآورده و فقط يك نوع ايده و انديشه را به مردم تحميل نمايد. در اينجا گروه هاي مخالف سياسي معمولاً در هنگام رد نظريات طرف مقابل و يا پرچسب زدن به طيف و يا جناح مخالف از اين نوع اقتدار گرايي استفاده كرده و سعي مي كنند آن را به طرف مقابل تعميم دهند. بعنوان نمونه در اين ايام برخي از افراد نا آگاه طيف اصلاحات و دوم خرداد (كه بي مقدارهم هستند) سعي دارند طيف مقابل خود را اقتدار گرا و اقتدار طلب (از نوع دوم) قلمداد نمايند و به نوعي در تلاشند كه بگويند طرف مقابل سعي دارد با دخالت در تمام امور قدرت را قبضه نمايد. سوال اينجاست كه اين طيف بظاهر عالم و باسواد كدام گروه، سازمان و يا نهاد انقلابي و ارزشمند اين نظام مقدس را اقتدار گرا  یا تمامیت خواه مي خوانند؟ ملت شريف ايران يا نهادهايي مانند بسيج، سپاه،نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات، دادگستري .... كدام يك را؟ اگر اقتدار گرا اينها هستند بايد دست تك تك اعضاي آن ها را بوسيد و آنها را تكريم كرد. شايد چرايي تكريم آنها ذهن را مشغول سازد كه لازم است علت آن را براي عالمان اصلاح طلب برشمرم شايد با اندكي تعقل و خردورزي مورد هدايت قرار گرفتند.

اقتدار ما، ملت بزرگ، فهيم، ايثارگر و آزاده ايران است؛ همان ملتي كه همواره در تمامی صحنه هاي حساس و حياتي انقلاب پا در ركاب رهبر خود بوده و آماده دفاع از انقلاب و دستاوردهاي آن هستند وهيچ گاه سر در مقابل بيگانه و شرق و غرب خم نكرده اند. همان ملتي كه حكومت منحوس پهلوي، كه از طرف آمريكا و انگليس حمايت مي شد را با دست خالي و با زعامت بنيانگذار كبير انقلاب به زير كشيد. همان ملتي كه نداي نه شرقي و نه غربي را منادا هستند، همان هايي كه در دوران 8 سال دفاع مقدس با جانفشاني و ايثار در مقابل دنيا ايستاد و دراين راه نگذاشت حتي يك سانتيمتر از خاك كشورمان جدا شود كه اين عظمت در طول تاريخ بي سابقه است. بگذار به نزديكتر برگردم و روشن تر بگويم همان ملتي كه حماسه 9 دي را خلق كر؛ بياد داريد كه؟ پس ملت عزيز ايران در دنيا بي نظير است و قابل تكريم. و اما اگر منظور شما بسيج است كه بايد به عرض برسانم در وصف آن همين بس كه امام  خميني (ره) فرمودند بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد و فرمودند من در اين دنيا افتخارم اين است كه بسيجي ام. اگر همين بسيج و روحيه ي بسيجي نبود اكنون ايران و ايراني برقله هاي رفيع علمي، فرهنگي، نظامي، سياسي نبود بقول پير جماران بسيج مدرسه ي عشق است و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش برگلدسته هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سر داده اند بسيجي يعني فهميده ي 13 ساله، بسيجي يعني جاويدالاثر متوسليان، بسيجي يعني مولا علي(ع) كه همه زندگيش وقف اسلام بود. بدانيد كه اگر بسيج در دوران جنگ و پس از آن نبود و اگر امروز هم نباشد كميت اين انقلاب و اين نظام و همه ي حركت هاي سازنده اين كشور لنگ است و بسياري از پيشرفت هاي كشور مرهون تفكرات بسيجي است.

  چه زيبا فرمدند امام خامنه اي ((انكار بسيجي و يا بي احترامي به آن نابخردانه و خائنانه است)) اما اگر منظور شما سپاه است باز نيز بگويم كه پير جماران فرمودند من از سپاه راضيم و نظرم به هيچ وجه برنمي گردد اگر سپاه نبود كشور هم نبود. و همچنين امام خامنه ايي فرمودند سپاه بايد به موازات حركت پيش رونده و تعالي بخش دروني خود حركتي را جهت تاثير گذاري بر مجموعه كل نظام و انقلاب داشته باشد اين نهاد مقدس به فرمان امام خميني بمنظور دفاع از انقلاب، تماميت انقلاب و اهداف آن و براي مقابله با دشمنان انقلاب بوجود آمده است. اين نهاد مردمي و اعضاي آن امروز هر جاي اين كشور و انقلاب كه نياز باشد سرفرازانه آماده جانفشاني بوده و در بحراني ترين و سخت ترين شرايط چه در زمان دفاع مقدس و بعد از آن، چه در داخل و چه در خارج از كشور، چه در خشكي و چه در دريا و هوا همواره كارنامه ي روشن و پر باري را ارائه نموده است. پس تكريم ايشان نيز لازم است.

اگر منظور به سربازان گمنام امام عصر(عج) در وزارت اطلاعات است كه بدانيد امنيت و خنثي سازي بسياري از نا امني هاي بوجود آمده در داخل كشور توسط استكبار جهاني و رژيم جهلي و جعلی صهيونيستي توسط رشادت ها و جانفشاني همين عزيزان صورت مي گيرد. به گمانم عبدالمالك ريگي عامل تروريست بين المللي سازمان CIA را مي شناسيد آيا نديديد كه چگونه او را در چنگال عقاب گونه خود به اسارت گرفتند و سلطه اطلاعاتي ايران را در برابر استكبار و موصاد را به نمايش گذاشتند؟ اين قطره اي از درياي عملكرد با صلابت اين عزيزان است بماند كه در انهدام تيم هاي تروريستي و دستگيري جاسوسان آمريكايي و غربي، آزادسازي ديپلمات هاي ايران درپاكستان و يا ساير نقاط يا شناسايي و انهدام باندهاي مفاسد اقتصادي چه كارها كه نكرده اند آيا قابل تكريم نيستند؟

اگر منظور شما نيروهاي انتظامي است كه بايد بگويم تامين امنيت داخلي و آسايش مردم و حتي خانواده هاي ما را چه كساني انجام مي دهند؟ اگر ما آسوده خاطر و با آسايش خيال در جامعه زندگي روزمره خود را ادامه مي دهيم، بدانيم كه به سبب قدرت و صلابت نيروي انتظامي چه در تامين امنيت قسمتي از مرزها و چه در داخل كشور عزيزمان است و در اين راه شهداي بسياري را به اين انقلاب تقديم نموده اند و هنوز هم در حال جانفشاني براي اين ملت بزرگوار هستند پس بازهم آن ها را تكريم كرده و از زحماتشان تشكر مي كنيم.

بدانيد اقتدار ما به ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سربلندی نظام اسلامي به بركت خون شهيدان است، به قدرت نيروهاي مسلح است كه صداي چكمه هايشان لرزه براندام بيگانگان انداخته است و نمونه بارز آن را در عراق و سوریه می بینید. اقتدار ما به حاج قاسم سلیمانی است که در وصفش همین بس که اوباما می گوید این فرد دشمن من است اما ای کاش من در میان سربازانم یکی مثل او داشتم! اقتدار ما به امنيت فضاي قانوني كشور است، به استقلال و آزادي و آزادگي ماست، به پيشرفت هاي علمي و كسب فناوري هاي نوين علمي روز دنيا نظير  بيوتكنولوژي، نانو تكنولوژي، علوم هسته اي، علوم هوا فضا و ... است كه با دست خالي و شرايط تحريم و فقط توكل برخدا و تلاش جوانانمان حاصل گرديد؛ به كوتاه شدن دست اجانب و غرب از منابع ايران اسلامي است به صدور انقلاب، احياء روحيه ي شهادت و ايثار، وحدت اسلامي، افشاي چهره ي واقعي غرب و آمريكاست. اقتدار ما شعار نه شرقي نه غربي  جموري اسلامي است، اقتدار ما نشاندن پهباد فوق مدرن آمريكايي RQ170  در صحراي طبس است. اقتدار ما شهيدان عزيزمان هستند همانها كه رفتند و جاودانه شدند تا اكنون ما آسايش و امنيت داشت باشيم و جهانيان هرگز به فكر تعرض به خاك ايران نباشند عزيزاني چون باكري ها، صيادها، باقري ها، علم الهدي ها، زين الدين ها، مهدوي ها، ماهيني ها و متوسليان ها، شيرودي ها و جهان آرا وهمت ها.

اما شمايي كه ديگران را اقتدار گرا مي خواني به چه چيز مي بالي و چه چيز را نشانه صلابتت ميداني؟ وزارت كشور مقتدر دوران اصلاحات و بي سيم هايش كه در حادثه كوي دانشگاه در دست كودتاچيان بود؟ به شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران و يا شعار استقلال آزاداي جمهوري ايراني ؟ كداميك ؟ ما كه به شهيدان و بزرگان ديني و علمي مي نازيم و نشانه اقتدار مي دانيم شما به چه كساني مي باليد؟ به اكبر گنجي و كديور و شيرين عبادي ها يا وزير محترم بي فرهنگ فرهنگ و ارشادتان، همان مهاجراني مهاجرت كرده. ما به احمدي روشن و امثال او مي باليم شما هم حتما براي امثال ندا آقا سلطان يادواره خواهيد گرفت. مومنان خداجوي ما روز عاشورا براي مظلوميت امام حسين و ياران و اهل بيتش در سوگ و عزا مي نشينند نه مانند مومنان خدا جوي حامي شما به خيابان ريخته و به مقدسات توهين مي كنند و به تخريب اموال عمومي مي پردازند.

ما بسيجي را به گفته مولا و مقتدايمان امام خامنه ايي تكريم مي كنيم نه مانند حاميان شما در وسط خيابان وحشيانه به جانش مي افتيم! ما به نامه ي امام خميني (ره) به ميخاييل گورباچف مي باليم و آن را نماد اقتدار مي ناميم شما هم قطعا به نامه ننگين و ذلت بار بزرگتان (محمد خاتمي) به جرج بوش و التماسش مي نازيد. ما مستضعفان و دردمندان را صاحبان و مالكان وارثان اصلي انقلاب مي ناميم و به آيه ي شريفه (( و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض)) معتقديم و آن ها را لشكر قابلمه به دست و يا دلفين نمي نامیم!

ما به هزاران سانتريفيوژي كه در كشورساخته شد و هم اكنون در حال چرخيدن هستند مي باليم شما هم به پلمب اين تاسيسات افتخار كنيد. ما به بوسيدن بازوي امام خامنه اي توسط سيد حسن نصرالله مي باليم و شما هم به مصافحه نورچشمتان با خواهران ايتاليايیش مفتخر باشيد. الگوي ما شهيدان هستند و عاشورا رمز پيروزي ماست و نقطه اتكاء ما براي توسعه با الگوي اسلامي جوانان بسيجي هستند شما هم به سيدحسن تقي زاده كه مي گفت براي پيشرفت بايد از فرق سر تا نوك پا غربي شد و شيفته و غرب زده اي بيش نبود اقتدا نماييد.

در پايان يادآور مي گردد كه جمهوري اسلامي ايران با خودباوري و اعتماد به نفس ملي توانست در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در مقابل سيل تهديدات و تعرضات بيگانگان بر اصول و ارزش هاي خود پافشاري نموده و آنچه امروز ثبات و پايداري ايران را در مقابل هجمه هاي تمام ناشدني دشمنانش تضمين نموده است نهادينه شدن فرهنگ مقاومت و ((ايستادگــي مقـــتـــدرانـــه)) در مقابل زورگويان خارجي و همفكران داخلي آن ها بوده است و بستر آن نيز خودباوري و ((اقـــتــدار مــلــي)) است كه توانست اين برگ برنده و زرين را در كارنامه نظام مقدس جمهوري اسلامي به ثبت برساند.

حسین حقگو

ارسال نظر