کد خبر : 7695

گفت و گوی "بوشهر24 " با بذرپاش عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی:

تحلیل نادرست غربی‌ها از سیاست ترور دانشمندان هسته ای ایران

تحلیل نادرست غربی‌ها از سیاست ترور دانشمندان هسته ای ایران

بوشهر 24: بذرپاش در این گفت و گو از بایدها و نبایدهای مذاکرات نیز سخن می گوید و توصیه هایی به تمی مذاکره کننده هسته ای کشورمان ارائه می کند. دقیقا آمریکا و غرب در بازی با ایران چه اهدافی را دنبال می کنند؟ این سوالی است که عضو هیئت رئیسه مجلس در این گفت و گو به آن پاسخ می دهد.

بوشهر24: 22 دی ماه سالروز شهادت دکتر مسعود علیمحمدی دانشمند متعهد انرژی هسته ای کشورمان است. به همین مناسبت در گفت و گویی با مهندس مهرداد بذرپاش، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی به مرور سیاست های غرب در خصوص دانش و تاسیسات انرژی هسته ای در جمهوری اسلامی و وضعیت فعلی این پرونده پرداخته ایم.

به گزارش "بوشهر24"، بذرپاش در این گفت و گو از بایدها و نبایدهای مذاکرات نیز سخن می گوید و توصیه هایی به تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان ارائه می کند. دقیقا آمریکا و غرب در بازی با ایران چه اهدافی را دنبال می کنند؟ این سوالی است که عضو هیئت رئیسه مجلس در این گفت و گو به آن پاسخ می دهد.

آقای بذرپاش رویه دوگانه برخورد آژانس با کشورهای دارای تاسیسات هسته ای را آیا قابل حل می دانید؟

ابتدا باید به شرح مقدمه ای در مورد صنعت و انرژی هسته ای اشاره کرد. صنعت هسته ای جزو صنایع راهبردی و مهم یک کشور محسوب می شود. طبیعتا به دلیل پایان پذیری سوخت های فسیلی، همه کشورها، ناگزیر به سمت منبع تامین انرژی های جدید به ویژه هسته ای برای جبران کمبود نیازهای انرژی و سوخت خود برای مصارف مختلف از جمله صنعتی، نیروگاهی، مصرفی و غیره روی می آورند.

بنابراین اگر دقت کنید بسیاری از کشورهای مدعی پیشرفت در دنیا نه تنها سالیان سال از این طریق سرمایه گذاری و از انرژی هسته ای استفاده کرده اند، بلکه این حوزه را جزء لاینفک ماموریت های امنیت ملی خود می دانند. از این طریق به سمت دستیابی به بمب های هسته ای و اتمی هم روی آورده اند و تعداد بسیار زیادی کلاهک هسته ای تولید و برای مواقع لزوم و جنگ های احتمالی ذخیره کرده اند.

این موضوع را خیلی از کشورهای دنیا می دانند و از همه مهم تر سازمان ملل متحد نیز می داند و نه تنها سکوت می کند، بلکه انگار اصلا هیچ اتفاقی هم در جهان نیفتاده است. از همین رو نهاد بین المللی آژانس انرژی اتمی تشکیل شد که بتواند کشورهای دارنده این صنعت و تکنولوژی را از طریق پروتکل ها و مصوبه های این سازمان و قوانین و قواعد تصویب شده در این آژانس کنترل کند که صنعت های هسته ای در کشورهای عضو پیشرفت کند و فقط مصارف صلح آمیز آن استفاده شود، نه مصارف نظامی. ایران هم یکی از کشورهای عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی است. ولی از آن طرف می بینید رژیم صهیونیستی با داشتن چندین کلاهک هسته ای که همه از جمله آژانس بین المللی انرژی اتمی اطلاع دارند، نه تنها عضو آن آژانس نشده و قواعد و قوانین آن را نپذیرفته، بلکه به هیچ نهادی در دنیا پاسخ گو نیست.

این رویه دوگانه در بهره مندی از انرژی هسته ای و ابعاد آن مثال های دیگری هم دارد؟

چون موضوع کلاهک های رژیم صهیونیستی را زیاد شنیده ایم، از این مثال ها به وفور می توان یاد کرد. مثال دیگر میزان سرمایه گذاری بزرگ کشورهاست که اخیرا اعلام شد آمریکا برای ده سال آینده خود 18 هزار میلیارد دلار در صنعت هسته ای سرمایه گذاری می کند که نشان می دهد این صنعت به چه اندازه برای آن ها حائز اهمیت است.

آسیب های عدم برخورداری ایران از امکان توسعه صنایع هسته ای را هم مروری بفرمایید.

ایران با صدق تمام و با کمال راست گویی، با عضویت در آژانس بین المللی انرژی اتمی و پذیرفتن معاهده NPT یا همان پیمان منع گسترش سلاح های کشتار جمعی و سلاح اتمی، سال هاست در این سازمان فعال می باشد و همه اطلاعات خود را به این آژانس می دهد. با این وجود، بازی هسته ای که متاسفانه سالیان سال علیه این کشور آغاز شده، در کنار صدق و راستگویی ایران در دادن اطلاعات، نشان از یک بازی تمام عیار سیاسی علیه کشور را داشته و دارد. طبیعتا مسیر قدرت آفرینی ما و قدرتمند شدن در بخش های دیگر از جمله اقتصادی در توسعه صنایع این چنینی می گذرد.

نه تنها ما بلکه هر کشوری در دنیا تا نتواند خود را توانمند کند، مورد ظلم و تجاوز سایر کشورهای زورگو قرار می گیرد و بدون تردید جلوی رشد کشور را در همه ابعاد اقتصادی گرفته شده و می شود.

دقیقا آمریکا و غرب در بازی با ایران چه اهدافی را دنبال می کنند؟

غربی ها و به خصوص آمریکا به خوبی می دانستند و می دانند که برای جلوگیری از رشد ایران مقتدر در دنیای معاصر که تبدیل به یک محور برای ملت های آزادی خواه شده است، بایستی مؤلفه های قدرت آفرینی آن را از کار انداخت. یکی از مولفه های قدرت آفرینی، همین صنایع پیشرو و یکی از این صنایع پیشرو و مهم، صنایع هسته ای است. آمریکا در صدد است این قدرت برتر بودن را از کار بیاندازد یا رسیدن ایران به قدرت برتر را به تأخیر اندازد و در کنار آن هدف دوم خود یعنی ایران هراسی را در دنیا دنبال کند.

به همین دلیل، علیرغم همکاری کامل ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی و دادن اطلاعات ریز و درشت و پذیرفتن بازدید روزانه و دائمی بازرسان و سرکشی های متعدد و متنوع آژانس، باز می بینید پرونده ایران را تبدیل به یک پرونده غیر عادی کرده اند و بیش از 11 سال است که بازی خود را دنبال کرده و می کنند. بدون تردید، آژانس بین المللی انرژی اتمی در کنار ژست های تخصصی که می گیرد، هیچ کاره است و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و دستگاه های اطلاعاتی غربی ها و رژیم صهیونیستی و آمریکایی ها در آن حرف اول را می زنند و تصمیم می گیرند.

اما چه شد که غرب برای ممانعت از پیشرفت دانش هسته ای ایران به سراغ ترور رفت؟

اطلاعات داده شده از طرف ایران از طریق سرویس های اطلاعاتی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گرفت و به دنبال تخریب و ایجاد مانع در مسیر توسعه ایران بودند. یکی از راهکارها از میان برداشتن و ایجاد رعب و وحشت در میان علاقه مندان و متخصصان صنعت انرژی هسته ای بود. چرا که اگر می توانستند تعدادی را از طریق حذف فیزیکی و ترور به شهادت برسانند، باعث می شد افراد دیگر به آسانی علاقه و یا جرات نداشته باشند در صنعت هسته ای به فعالیت، پژوهش، تحقیق و تولید بپردازند. زیرا دائما احساس می کردند جانشان در خطر است. هدف اصلی غربی ها از ترور چهار دانشمند بزرگوار و عزیز در عرصه هسته ای ایران از نسل های مختلف همین بوده است.

شهید احمدی روشن از نسل جوان، رضایی نژاد از نسل جوان تر، علی محمدی و شهریاری را از نسل میانسال تر انتخاب کردند تا نشان دهند هیچ نسلی از این خطر در امان نیست.

سیاست ترور از منظر خود غربی ها موفق بوده است؟

آنها بعد از چند ترور متوجه شدند تحلیل درستی از کشور ما نداشته اند. میزان ورودی ها و انتخاب کنندگان رشته فیزیک هسته ای و مهندسی هسته ای بعد از شهادت این دانشمندان چند برابر شد و علاقه مندان به تحصیل در این رشته ها و تغییر از رشته های دیگر به این رشته ها چندین برابر افزایش پیدا کرد. همه جا را حساب کرده بودند جز روحیه عاشورایی نسل جوان کشور ما که با این کارها نه تنها از انگیزه شان کم نمی شود، بلکه خالصانه تر و جدی تر به صحنه روی می آورند.

متاسفانه چهار نفر از این دسته گل ها را از کشور گرفتند، لیکن کشور از حرکت نایستاد و ما بلا فاصله 5% اعلام و بعد از آن 20% اعلام و در مقیاس صنعتی، تولید را نیز آغاز کردیم. تا این که در سال 87 غربی ها این نکته را خوب فهمیدند که با ایران باید با زبان دیگر صحبت کنند که پیشنهاد «فریز» را به ایران دادند.

با این حساب باید پروژه تحریم های گسترده را برنامه ای پس از شکست پروژه ترور بدانیم؟

متاسفانه بعد از آن فتنه بزرگ سال 88 غربی ها همه توافقات قبلی را کان لم یکن کردند و از طریق عوامل داخلی خود به ویژه وطن فروشان فتنه گر، تحریم های سنگین و فلج کننده علیه ایران اعمال کردند. آسیب و عارضه اصلی فتنه سال 88 وضع تحریم های گسترده علیه کشور بود، که همچنان مسئولیت آن بر دوش فتنه گران است. ولی می بینید با کمال پر رویی و گستاخی فریاد آی دزد آی دزد سر می دهند که مردم فراموش کنند مشکل از کجا بود. بعد از وضع تحریم های جدی، وقتی کشور به غنی سازی 20% دست یافت، بعد از تغییر دولت، سیاست مذاکرات متفاوت تر شد. یکی از مشکلاتی که ایجاد شد، اشتباه محاسباتی طرف مقابل بود. احساس کرد که مسیر کشور عوض شده است و دیگر صنعت هسته ای برای ما اولویت ندارد و کمتر کسی در کشور می گوید انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

در نگاه یک ناظر معمولی جامعه، تیم مذاکره کننده همان کاری را می کند که قبل تر هم در دولت های پیشین انجام می شد. وجوه تمایز تیم فعلی از تیم های قبلی مذاکره کننده چیست؟

در این برهه تیم مذاکره کننده باید هوشیارانه تر از این عمل می کرد. چرا که با خونخواران مستکبر عالم رو به رو هستند و این با زبان تعامل و تفاهم با عقلای عالم متفاوت است. تا آن ها از ما حساب نبرند نه تنها کمترین امتیازی به ما نمی دهند، بلکه گربه دست آموزی را می خواهند که هر طور خودشان گفتند عمل کند. از آن طرف صنعت هسته ای ما بعد از شهادت آن عزیزان با سیل گسترده علاقه مندان و مشتاقان روبرو شد. ولی از این طرف بعد از مذاکرات اخیر، این سیل کاهش پیدا کرد. این کاهش نشان دهنده این بود که علاقه مندان و مشتاقان کمک به پیشرفت کشور هم علاقه به ایستادن در مقابل زورگویان را دارند و اگر احساس کنند مسیر حرکت مسئولین کشوری هم همین است، آن ها هم با اشتیاق بیشتر می شتابند.

نظارت بر تاسیسات یک کشور در حدی که هم اکنون برای ایران در نظر گرفته شده، آیا سابقه ای در دنیا دارد؟

یکی از گره هایی که همواره وجود داشت و دارد، میزان و نوع بازرسی های پذیرفته شده است؛ چرا که بدون تردید آژانس بین المللی انرژی اتمی که ما فکر می کنیم در دست متخصصان هسته ای است، در واقع در دست سرویس های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و آمریکایی و غربی ها است. از این بازی بازرسی ها به دنبال دستیابی به اهداف دیگر هستند؛ از جمله دسترسی به منابع اطلاعاتی و تجهزات نظامی و همه دستاوردهای دیگر این کشور را دارند. بهانه هسته ای بهانه خوبی است. برای این که بتوانند ورود پیدا بکنند و به آن ظرفیت ها دسترسی داشته باشند و بازی بعدی که بر سر ما در می آورند را راجع به آن دستاورد ها آغاز کنند. اگر ما این را قبول و باور داشته باشیم، پس باید حواسمان باشد. یکی از ایرادهای توافق ژنو این بود که ما چندین بازرسی را پذیرفتیم، زیر بار چندین بازرسی رفتیم که به نوعی شبیه دور باطل زدن بود. به نوعی این گونه بازرسی ها، هیچ گونه تمامی ندارد. چون محل داوری آن را به شوراهایی سپردیم که هر لحظه می توانند ادعا و یا ابهامی جدید را مطرح کنند و پرونده را همیشه باز نگه دارند و از حالت غیرعادی خارج نکنند.

در دنیا این نوع بازرسی با این نوع حجم و با این سبک و سیاق و متد بی سابقه است. این بازرسی ها فقط برای کشور ما طراحی شده است. کشوری که خود آزادانه پذیرفته که عضو معاهده NPT باشد و همکاری کامل را با سازمان داشته باشد، باز این میزان بازرسی های غیر منطقی و غیر قابل قبول بر او تحمیل می شود.

باید بدانیم این بازرسی ها هدفی به غیر از شفاف سازی اطلاعات هسته ای دارد. این بازرسی ها خلع سلاح کشور و مجریان امر در بخش های دیگر است. این میزان را مقایسه کنید با کشورهایی که عضو آژانس نشده اند و این معاهده را نپذیرفته اند و علنا هم اعلام می کنند که کلاهک هسته ای در دست دارند و کسی هم حریف آن ها نمی شود.

ارسال نظر