کد خبر : 21397

محمد حسن زیارتی

می نـویسم ح س ی ن می خوانم عین شین قاف

می نـویسم ح س ی ن می خوانم عین شین قاف

آسمان دلم راچه قدرتنگ کرده ای برای کدام باران ... حسین جانم آه از اندوه فراقت چه قدرتب کرده ام برای کدام جان سپردن؟

بوشهر۲۴؛ بسم رب الحسین (ع)

می نویسم ح س ی ن 

می خوانم عین شین قاف

....

آسمان دلم راچه قدرتنگ کرده ای 

برای کدام باران 

... حسین جانم 

آه از اندوه فراقت 

چه قدرتب کرده ام

برای کدام جان سپردن؟

حسین ع جانم..

این  چه دردغریبی است 

جنون اربعین و

آواره گی در بین ۱۴۵۲عمود

تامقصدلیلاترین...

مراچقدرفرهادمی خواهی 

ای شیرین ترین غمم  حسین جانم 

دلم راچه آشوبی بیقرارمی کند

سودای رفتن ونرسیدن..

بردرودیوارنگاهم چنان فراتی جاری کرده ای 

که واژه هاهمه خودرا گم کرده اندبرایت بارانی ترینم 

تب کرده ترازمردن 

وبیستون ترین عراق را

فرهادترازمجنون 

فریادمی شوم 

کاش مرادریابی حسین جانم 

عجیب تنهامانده ام باغمت 

مراکه سرسپرده نه دل سپرده نه جان سپرده ات هستم 

برای چندقدم خاکی شدن بخوان 

بخوان مرا که فراقت تلخ ترین 

شعردنیاست و

ناموزون ترینم درآن

مرا چه قدربی تاب می خواهی 

به کدام باران، آسمان شوم 

تا بوسه برزمین کربلای تورا قابل شوم 

کاروان رفته و جامانده ام 

کاش توراآن قدربلدبودم 

که مرا حرکنی 

وکاش آن قدرحربودم 

که مراتربت کنی 

این منم 

درخودم ایستاده افتان وخیزان ونالان..

نه..نه..

..به گمانم این تویی درخودم خروشان..

چشم  هایم رامی بندم 

دست هایم رابه نسیم مهربان تومی سپارم 

مرا برخاک، از نجف تاکربلا، این گونه قلم می زنند..

می نـویسم ح س ی ن 

می خوانم عین شین قاف

واین منم خودم رادرتویافته

انتهای پیام/

ارسال نظر