کد خبر : 4562

معرفی کتاب؛ بر اساس زندگی امام روح الله خمینی (ره)

سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آید

سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آید

بوشهر 24: زیباترین بخش های کتاب مربوط می شود به دیالوگ های حضرتِ امام (ره) - در بیست سالگی - با شهید آیت الله سید حسن مدرس - در اوج مبارزات با رضاخان - که به بهترین شکلِ ممکن روایت شده است.

سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آید

بر اساس زندگی امام روح الله خمینی (ره) ؛ عارف ، فیلسوف ، سیاستمدار و رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران

انتشارات : سوره مهر ( وابسته به حوزه هنری ) دفتر ادبیات انقلاب اسلامی

نادر ابراهیمی ، داستان نویس ، فیلمنامه نویس ، فیلمساز ، مترجم ، ترانه سرا و آهنگ سازِ قهاری است که بی هیچ دلیلِ قانع کننده ای ، نام و نشانِ پر آوازه ای ندارد ! آنقدر که خیلی ها نمی دانند ترانه سرای نماهنگِ ماندگارِ « ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ... » - با صدای زنده یاد محمد نوری - همین نادرِ ابراهیمی است . او البته به خلاف خیلی دیگر از بزرگانِ تاریخ، حتی بعد از وفاتش هم آنچنان که باید و شاید شناخته نشد ...

« سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آید » که داستانِ زندگی حضرتِ امام (ره) را روایت می کند از جمله آثاری است که محصولِ سال ها تجربه ی نویسنده است ، اثری که نه از باب جلب مشتری و نه از باب تفنن ، که برای فرونشاندنِ آتشی نگاشته شده بود که سال ها در وجودِ نویسنده شعله ­ور بود ؛ حتی پیش از انقلاب !

وی در باره ی نگارش کتاب می گوید :

" آن داستان ( « مردی در تبعید ابدی » زندگینامه ی ملاصدرا ) مرا به قدر کافی خرد و خمیر کرد ، چرا که مصمم بودم به ادراکی از فلسفه ملاصدرا برسم و ساختمان داستان را بر اساس همان ادراک فلسفی بنا کنم. در این راه سختی‌های بسیاری کشیدم؛ به هر حال پس از آن که «مردی در تبعید ابدی» تمام شد قدری شفا یافتم و بر آن شدم که تا زنده‌ام، آرام آرام روی همین گروه از شخصیت‌های میهنم کار کنم؛ یعنی شخصیت‌های فلسفی،‌ مذهبی که اسباب فخر فرهنگ ملی ما هستند . پس از مُلاصدرا متمرکز شدم روی شیخ اشراق که از جوانی به دلایلی با او انس و الفتی داشتم، ولی تا خودم را جمع کردم که خیز بردارم طرف شیخ اشراق، آقای زَم (رئیس وقتِ حوزه هنری) ،‌ چنانکه گفتم، به من گفت که روی زندگی حضرت امام(ره) کار کنم که کاری است کارستان . به راستی خطر کردنی بود، غریب، و من هنوز مست اینم که قدمی در این راه برداشته‌ام یا خیر، فقط خیال می‌بافم و خواب می‌بینم که دو جلد از این داستان‌ِ ویران‌کننده را پیش رو دارم و هیچ نمی‌دانم که چند جلد دیگر خواهم نوشت . "

ابراهیمی در ابتداى « سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آید » درباره‏ اثر خود چنین مى‏ نویسد: « من داستان مى نویسم، تاریخ نمى‏ نویسم. تاریخهاى بسیارى قبل ‏از من نوشته شده است و همزمان با من و بعد از من نیز نوشته‏ مى‏شود و خواهد شد؛ اما داستان، فقط یک‏بار نوشته مى‏ شود؛ فقط یک‏بار. آن‌ها که واقعیت را مى‏ خواهند نه حقیقت را، و طالب واقعیات تاریخى هستند نه حقایق انسانى، مى‏ توانند بى‏ دغدغه خاطر، به بهترین تاریخ‌ها مراجعه کنند...».

به زعمِ حقیر زیباترین بخش های کتاب مربوط می شود به دیالوگ های حضرتِ امام (ره) - در بیست سالگی - با شهید آیت الله سید حسن مدرس - در اوج مبارزات با رضاخان - که به بهترین شکلِ ممکن روایت شده است و این چند سطر از همان جمله اند :

 « هدفِ شما برای کوتاه مدت خوب است که بنده به عنوان یک طلبه جست وجوگر ، به این هدف اعتقاد کامل دارم ، اما روشتان را برای رسیدن به این هدف ، روشی درست نمی دانم . شما با دقت و قدرت ، به نقاط ضربه پذیرِ رضاخان ضربه نمی زنید ؛ بلکه ضربه هایتان را غالبا به سوی و دیگران ، بی هوا پرتاب می کنید . شما در سنگر مشروطیت ایستاده اید . اما یکی از رهبران ما ، سال ها پیش ، از مشروعیت سخن گفته است و در اسلام ، شرع مقدم بر شرط است .

شما به اعتقاد این بنده ی ناچیز ، این جنگ را خواهید باخت ، و رضاخان به هر عنوان ، خواهد ماند و بساط قلدری اش را پهن خواهد کرد ، ما را بارِ دیگر ، چنان که ماه قبل فرمودید ، از چاله به چاه خواهد انداخت ؛ شاید به این دلیل که آقای مدرس تنهای تنها هستند و همراهانشان اهلِ جنگِ قطعی نیستند ، و در عین حال آقای مدرس گرچه به سنگرِ ظالم حمله می کند ، اما از سنگر عدل به سنگرِ ظلم نمی تازد . در این مشروطیت ، چیزی نیست که چیزی باشد.»

ارسال نظر