کد خبر : 6247

اشعاری که انصاری نژاد برای استاد عمرانی سرود؛

در کشورت موج آه است بر دوش مردم تو هستی ؟ / آن سان که تشییع کرده ست ،هندوستان بیدلش را

در کشورت موج آه است بر دوش مردم تو هستی ؟ /  آن سان که تشییع کرده ست ،هندوستان بیدلش را

بوشهر 24: هر شاعر اهل جنوب است، از کشتگان جنون است/ از صبح خلقت سرشتند، با شروه آب و گلش را در کشورت موج آه است بر دوش مردم تو هستی ؟/ آن سان که تشییع کرده ست، هندوستان بیدلش را

به گزارش بوشهر 24، حجت الاسلام محمدحسین انصاری نژاد شاعر آیینی بوشهری، حین بیماری و پس از فوت مرحوم خلیل عمرانی شاعر انقلابی و متعهد بوشهری ، اشعاری را سروده و به وی تقدیم کرده بود؛ "بوشهر 24" به مناسبت نزدیکی سالروز درگذشت استاد عمرانی، این اشعار را منتشر می کند:

 

هدیه به روح استاد خلیل عمرانی

دیری ست در حصار مه آلود شیشه ای

ای شیر خسته محو کجاهای بیشه ای؟! 

با خود مرا کجای اساطیر می بری ؟

آشفته از فسانه ی فرهاد و تیشه ای ؟! 

دریاست پیش چشم و غزل موج می زند

بی تاب چون پرنده ای از پشت شیشه ای 

بر ماسه های ساحلی اش خیره مانده ای

فکر کدام گمشده مثل همیشه ای؟ 

دلواپس هجوم ملخ های آفتی

حس می کنی فرود تبر را به ریشه ای  

مشتاق روزنامه ای از بندر آمدی

بر ساحلی و با چمدانی به گیشه ای  

ققنوس وار سوختنت عین زندگی ست

جز سوختن مباد مرا نیز پیشه ای

شاعر بلند شو و ببین خوب می شوی

تا کی در آن اتاق و فضای کلیشه ای

گنجشک های تشنه بوشهر بر درند

از موج خیز شعر بیفشان تریشه ای

 

***

به روح بلند خلیل عمرانی

بنویس امشب به دریا، بی تابی ساحلش را

وقتی می آشوبی از ماه، این نیمه ی کاملش را  

فایز می آید کنارت، می خواهد امشب بگوید

با آن پریزاد تنها، آهسته حرف دلش را  

"مفتون "سراسیمه ناگاه ، با شروه دارد می آید

آشفته، دل می سپارد، شب خوانی ساحلش را 

بر پاست جشن پری ها، مفتون چشم کدامی؟

آن سوی ساحل شنیدی، چاووشی محملش را 

هر شاعر اهل جنوب است، از کشتگان جنون است

از صبح خلقت سرشتند، با شروه آب و گلش را 

در کشورت موج آه است بر دوش مردم تو هستی ؟

آن سان که تشییع کرده ست، هندوستان بیدلش را 

در آسمان با تبسم، دیدیم آری خودش بود

گفتند غرق تماشاست، در مزرعه حاصلش را  

نه نه! خبر اشتباه است، می بینمت رو به رویم

گو بس کند روزنامه، افسانه ی باطلش را!

ارسال نظر