کد خبر : 908

نگاهی به جشن‌های نامناسب در نیمه شعبان

ارکستر و رقص و پایکوبی به افتخار ولادت امام حاضر!

ارکستر و رقص و پایکوبی به افتخار ولادت امام حاضر!

بوشهر24: چرا رقص آن هم از نوع غربی آن در جشن نیمه شعبان به هیچ کس بر نمی‌خورد ولی برای شادی‌های مشروع در برخی مراسم که حتی رقص هم در آن نیست و فقط عده‌ای از جوانان و افراد می‌خواهند مراسمی برگزار کنند، هزار و یک انگ به آن‌ها زده می‌شود؟

بوشهر24 / علی احمدپور: «آیا اینکه صرفا به ظواهر این گونه مراسم‌ها بسنده کنیم کفاف می‌دهد و انجام وظیفه کرده‌ایم؟ آیا محدود کردن و سنگ اندازی در دیگر مراسم‌های فرهنگی و هنری باعث نشده که برخی برای نمود هنر خود، از این گونه مناسبت‌ها استفاده نامناسب کنند؟ چرا رقص آن هم از نوع غربی آن در جشن نیمه شعبان به هیچ کس بر نمی‌خورد ولی برای شادی‌های مشروع در برخی مراسم که حتی رقص هم در آن نیست و فقط عده‌ای از جوانان و افراد می‌خواهند مراسمی برگزار کنند، هزار و یک انگ به آن‌ها زده می‌شود؟»
این نوشته یکی از هزاران و ده‌ها هزار انتقادی است که از برگزاری جشن‌های مبتذل تحت عنوان «جشن‌های شعبانیه» توسط یک وبلاگ نویس جهرمی نوشته شده است. فضای زننده و سرشار از امور منکری که در دهه اخیر در اعیاد شعبانیه در کوچه و برزن‌های سراسر شهرهای کشور گزارش می‌شود، حاصل یک تغافل سیستماتیک از جانب متولیان فرهنگی در جایگاه دولت و ارگان‌های شهری است. این قبیل برنامه‌های نامناسب که همراه با انجام افعال حرام صورت می‌گیرد، از اواخر دهه هفتاد به نام جشن نیمه شعبان ابتدا در برخی از نقاط شهر تهران باب شد.
ریشه‌یابی چگونگی تبدیل جشن‌های شعبانیه از شکل پسندیده آن به این شیوهٔ منزجر کننده، نیاز به بررسی اطلاعات گسترده‌تر و دسترسی به منابع انتظامی دارد، اما آنچه که به صورت مشهود در آرشیو رسانه‌ها و نیز در تاریخ شفاهی موجود است، نشان می‌دهد این چرخش، اتفاقی و یا به عبارت دیگر خودجوش نبوده است.
افرادی که در این ایام با قرق کردن کوچه و تنظیم ارکستر و توسط ابزارآلات مختلف موسیقی، شرایطی همچون مجالس لهو و لعب را در فضای عمومی فراهم می‌سازند نمی‌توانسته‌اند به یک باره از روی ابتکار یا با نیت خیر و برای رضای خداوند دست به چنین اقداماتی زده باشند. این سبک انحرافی و گناه آلود در طول دهه ۸۰ در تهران تثبیت شد و سپس به دیگر شهرهای ایران نیز سرایت کرد.
با توجه به این سابقه، امروز همزمان با نزدیک شدن اعیاد شعبانیه دیگر لذت درک و بهره‌مندی از این اعیاد کاملا تحت الشعاع نگرانی از برگزاری این قبیل مجالس گناه قرار گرفته و به عقیده کار‌شناسان، جامعه، خود را برای مجموعه دیگری از بزهکاری‌های اجتماعی آماده می‌کند. مسئله‌ای که در طول دهه گذشته هرگز مورد توجه مسئولان قرار نگرفت و حتی با اقدامات نا‌بجای بخشی از این مسئولان، بزهکاری‌های مربوط توسعه و توجیه نیز پیدا کرد.
در انتهای دهه ۸۰ شهرداری تهران که در بخش فرهنگی حداکثر ابتکار خود را به خرج داده بود، با تعریف سامانه‌هایی تحت عنوان نشاط و شادی، در پی منسجم نمودن جشن‌های مناسبتی شهری برآمد. ساماندهی یک عبارت زیبا، منطقی و کاربردی است، اما هر مدیری پیش از آنکه بتواند مسئله‌ای را سامان دهد، باید ابعاد مختلف آن، احکام مرتبط با آن و ذائقه‌های اقشار مختلف جامعه خویش را بشناسد. اما در بخش فرهنگی شهرداری تهران نه تنها این مقدمات فراهم نشد، بلکه برگزاری مراسم‌های سطحی و مبتذل در مراکز عمومی شهر همراه با موسیقی‌های زننده و اختلاط‌ها و بی‌انضباطی‌های هنجار شکن عملا این سامانه‌ها را به سرعت با شکست مواجه کرد.
جشن‌های نیمه شعبان نیز یکی از اهداف این سامانه‌ها معرفی شده بود که ظاهرا تنها هدف آن انتقال رقص و پایکوبی‌ها و نیز اختلاط‌های ناپسند دختران و پسران، از کوچه پس کوچه‌ها به پارک‌های عمومی بود. و در این مسیر، سامانه مربوطه نه در اصلاح ناهنجاری این جشن‌ها برنامه‌ای داشت و نه توانست رفتار مبتنی بر آموزه‌های مهدویت را از این طریق میان افکار عمومی ترویج کند.
در این جشن‌ها کسی منتظر ظهور نیست زیرا فضا طوری طراحی شده است که در میان رقص و پایکوبی و آهنگ‌های تحریک کننده، بخش عمده‌ای از حاضران، مشغول ارضای شهوات گوناگون خویش می‌شوند و ظهور و آرزوی آن سنخیتی با شهوترانی ندارد.
بر اساس یکی از گزارشات در مورد نحوه برگزاری این سامانه در اعیاد شعبانیه سال ۹۰ نشانه‌های حزن آوری از رفتار مدیریت شهری دیده شد: «برنامه سامانه نشاط شهرداری منطقه یک تهران در ناحیه دو به مدت سه روز و از تاریخ شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۰ (شب نیمه شعبان) تا دوشنبه ۲۷ تیر (یک روز پس از نیمه شعبان) در آمفی تئا‌تر ولنجک پس از غروب آفتاب برگزار شد. در روز اول ساعت‌ها قبل از شروع برنامه از بلندگوهای داخل آمفی تئا‌تر آهنگ گوش خراش و زننده خواننده زن خارجی به بهانه تست سیستم صوتی پخش می‌شد که مورد اعتراض افراد محلی هم قرار گرفت. اما این رویه ادامه یافت. در مطلع برنامه‌ای که به مناسبت نیمه شعبان است، هرگز خبری از تلاوت قرآن کریم نبود. سهم مهدویت از این برنامه تنها یادآوری چند ثانیه‌ای مجری در پایان برنامه بود. به دلیل جو مبتذل و صدای شدید موسیقی بار‌ها در طول جشن مشاهده می‌شد که در جلوی چشم مسئولان، دختران مجلس شروع به رقص می‌کردند که با بی‌توجهی و سکوت ایشان در شب اول، رویه‌ای عادی در شب‌های بعدی شد. ابتذال برنامه به حدی بود که در مقابل چشمان شگفت زده حضار نه چندان متشرع، دو دختر در حدود سن ۲۰ ساله در شب اول برنامه ۱۰ دقیقه به صورت ایستاده و در میان مجلس، بدون هیچ مزاحمتی اقدام به رقصی مبتذل کردند.
در صورت مشاهده دوربین در دست جوانان معتقد محل، اعضای انتظامات و حراست برنامه سراسیمه به دنبال دستگیری شخص و ضبط دوربین بودند که در طول سه شب تعقیب و گریز خنده داری را موجب شده بود. البته ممنوعیت فیلمبرداری فقط مختص به متدینان شناخته شده محلی بود و دیگران با خیال راحت مشغول فیلمبرداری از رقاصی و طنازی خود و دختران همراه‌شان بودند. برای حراست و انتظامات برنامه از اعضای یک باشگاه بدنسازی در محله اوین درکه دعوت به عمل آمده بود که در شب دوم مراسم به طرز زننده و زشتی اقدام به ضرب و جرح دو تن از افراد متدین و اقدامی ناموفق برای ضبط دوربین آن دو کردند! به دلیل شدت اعتراض‌ها در انتهای برنامه شب دوم، علی جباری کیان، مجری شبکه قرآن که مجری برنامه بود، اعلام کرد که شب سوم برنامه نخواهند داشت. به دلیل شدت ابتذال برنامه طی این سه شب غالب حضار دختران و پسران جوان بودند و حضور خانواده‌ها در این بزم گناه آلود بسیار کمرنگ بود. حضور خوانندگان با حرکات زننده و ظاهری شبیه خوانندگان غربی از نکات تاسف بار مراسم بود، به گونه‌ای که بعضی دختران بد حجاب در گوشه و کنار مراسم اقدام به رقص می‌کردند! تاسف بار‌تر آنکه مجری برنامه که از مجریان برنامه‌های قرآنی سیما است، شوخی و حرکات نامتداول و غیر معمولی را انجام می‌داد؛ که از شأن وی خارج بود. علیرغم تذکر و اعلام وضعیت به نیروی انتظامی و معاونت فرهنگی - اجتماعی شهرداری تهران در شب اول برنامه، این جشن به همین منوال در شب‌های یکشنبه و دوشنبه اجرا شد.»
با این وجود مسئولان فرهنگی شهرداری تهران هرگز با آسیب داشتن این ابتذالات موافق نبودند و با انتقاداتی که صورت می‌گرفت، به شیوه خصمانه و غیر عقلانی برخورد می‌کردند. سید محمد هادی ایازیف معاون فرهنگی و اجتماعی وقت شهرداری تهران در پاسخ به انتقاداتی که سال ۹۰ به شرایط پیش آمده صورت گرفت، گفت: «چرا نمی‌ خواهیم بگوییم که بعد از سالها خنده به لب مردم تهران آمد؟ چرا تنها یاد گرفته ‌ایم که نقاط منفی یک برنامه تاثیرگذار را باید استخراج کنیم؟ من همین جا باید تکدر خاطر خودم را به این گروه از آدم ‌هایی که منفی ‌نگر هستند، اعلام کنم. چون که همیشه می‌ خواهند اشکالات کار را بیان کنند. متأسفانه برخی از رسانه‌‌ها عادت دارند که تنها به‌‌ همان یک درصد اشکالات می‌‌پردازند. این هم شاید ناشی از رویکردهای سیاسی برخی از رسانه‌ها باشد که این گونه به این مسائل می‌‌پردازند که جای تأسف دارد.»
این طرز تفکر یک مدیر فرهنگی در حوزه فرهنگ شهری جای تعجب و گله دارد. مسئول فرهنگی زمانی که معنای واژه‌هایی چون شادی، نشاط، گناه، شهوت و ترویج بزهکاری را نداند مطمئنا در مسیری جز آنچه که تا کنون در مورد بخصوص جشن‌های نیمه شعبان طی شده است، حرکت نخواهد کرد. گفتنی است ایازی پس از معاونت فرهنگی شهرداری تهران، به تازگی قائم مقام وزیر بهداشت دولت یازدهم شده است. / دریای جنوب

ارسال نظر