کد خبر : 61

کلل دشتی/ داستان کولی لجمار و مندو!

کلل دشتی/ داستان کولی لجمار و مندو!

در وبلاگی که امروز قصد معرفی آن را داریم از آگهی ختم و عروسی گرفته تا شعر و داستان محلی و تصاویر دیدنی مراسمات و برنامه های روستا دیده می شود.

بوشهر۲۴/سرویس وبلاگستان: با گسترش دسترسی به فضای مجازی در اقصی نقاط شهرها و روستاها، امروز دیگر حتی می توانید از دور افتاده ترین مناطق نیز نام و نشانی در این فضای بیکران پیدا کنید، با کمی کنکاش می توان حضور پر رنگ جوانان روستایی را در شبکه های اجتماعی و جامعه وبلاگی مشاهده کرد. در استان بوشهر نیز که از حیث دسترسی به اینترنت یکی از استان های پیشرو می باشد جوانان خوش ذوق ساکن روستاها بعضا حرکت هایی را در پیش گرفته اند که شاید کمتر نظیر آن را در دیگر جاها شاهد باشیم. تشکیل خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر در سال های قبل و برگزاری مسابقات مختلف وبلاگ نویسی در دستگاه های مختلف اجرایی، از نفوذ عمیق این رسانه کم هزینه عصر جدید در جای جای استان خبر می دهد.

در وبلاگی که امروز قصد معرفی آن را داریم از آگهی ختم و عروسی گرفته تا شعر و داستان محلی و تصاویر دیدنی مراسمات و برنامه های روستا دیده می شود.

وبلاگی که بالای آن عنوان " وب سایت رسمی روستای کلل دشتی " خودنمایی می کند توسط آقا داریوش به روز می شود.

kolol

مطلب زیر داستانی با زبان محلی است که برگرفته از این وبلاگ می باشد:

پشت خونه ی ما یه زمین ولنگ و وازی بید که موقع ی بهار تا کمر علف سُوز می شد. او که خر داشت خرش میوُرد تا بِچِرِه، اوکه بز و کَهره داشت بز و کهرش و خلاصه هر کی سی خوش گیر بید.

تو ای بین یه کولی لِجماری هم بید که سر همی موقع ی سال می رسید اینجا و داس و بیل و مَنتیل تیز می کرد سی مردم.
یه پسین تنگی نشسته بیدوم سینه ی دیوار که دیدوم کولی اومد و چهارتا گونی دور خوش ناد که مثلا ای خونمن!

همی که اثاثش زمین ناد، پُی زنش گیر جنگی شدن که بیو بَر سِیل. تو همی اوضاع مندو هم پُی خرش رسید و شد شاهد ماجرا.
جنگ کولی بالا گرفت و بعد کلی فحش و بوا بوا، زیر چُل زنک گرفت و هموطوری که رو گونیا ردش می کرد با اخم و تَخم گفت: برو از خونم بیرون زِنِکِی نا فهم!

مندو که تا ای لحظه سکوت کرده بید و چی نمی گفت، با چوبی که دسش بید شی کُم خرش زد و بعد نُچ نُچی تُندی سی کولی گفت: عامو جون خوت وقتی از رو راه پله ی خونه میاین دومن دس زنک سفت بگیر یه وقت رو پله ها سُر نکنین بفتین پاتون بشکنه ها! اوموقع دیگه رسوایش فقط سی ولات مانن خالو… !

ارسال نظر