کد خبر : 62

بنه گز پرافتخار/ بروزترین وبلاگ روستای بنه گز

بنه گز پرافتخار/ بروزترین وبلاگ روستای بنه گز

بوشهر ۲۴/ سرویس وبلاگستان: وبلاگ" بنه گز پر افتخار" یکی از وبلاگ های به روز و پرمحتوای استان بوشهر می باشد که در آن بیشتر رویدادهای ورزشی، اجتماعی و فرهنگی روستای بنه گز از توابع شهرستان تنگستان به زبان طنز و جدی منتشر می شود. نویسنده این وبلاگ آقای ناصر احمدی است.

بوشهر ۲۴/ سرویس وبلاگستان: وبلاگ " بنه گز پر افتخار " یکی از وبلاگ های به روز و پرمحتوای استان بوشهر می باشد که در آن بیشتر رویدادهای ورزشی، اجتماعی و فرهنگی روستای بنه گز از توابع شهرستان تنگستان به زبان طنز و جدی منتشر  می شود.   آقای ناصر احمدی نویسنده این وبلاگ در این باره نوشته است: این وبلاگ در جهت ارایه اخبار ورزشی بنه گز و مسایل سیاسی اجتماعی و همچنین ارایه مطالب آموزنده و مفید فعالیت می کند.

bonehgez

مطلب زیر خاطره ای است از حسین زارع همرزم شهید غلامحسین حیدری که در این وبلاگ منتشر شده است:

من در لشکر فجر از گردان حضرت زینب (س) در جزیره مجنون خدمت می کردم. گردان ما زمان زیادی در آن منطقه مسقر بود و وقت آن رسیده بود که جایش را به گردان دیگری واگذار نماید به ما اعلام شد هر کس دوست داشته باشد میتواند بماند. من و چند نفر داوطلبانه آنجا ماندیم. یک شب ساعت ۴ نیمه شب بود که درب سنگر به کنار رفت و دیدم شهید حیدری با چهره تبسم آمیز مرا بوسید و گفت مدتهاست به دنبالت میگردم. هر دو از دیدن همدیگر خوشحال شدیم. موقعیت سنگر های ما به صورتی بود که در بیشه زار و در کنار یک آب قرار داشت بعد از ظهر روز سوم بود که بچه های گردان ما به عقب رفته بودند. شهید را دیدم که یک خیط ماهیگیری همراه داشت و آن را آورده بود که ماهی بگیرد و در کنار آب که مستقر شدیم نشست و شروع به ماهیگیری کرد و از گذشته خودش تعریف کرد. هر دفعه که قلاب بدون ماهی بیرون می آمد می گفت ماهیگیری ما هم مثل شانسمان است به علت گرمی هوا و رفع خستگی ساعتی را شنا کردیم و بیرون آمدیم که آتش بار عراق شروع به آتش نمود من به غلامحسین گفتم زود باش سنگر بگیر او در جواب به من گفت ایرانی که از خمپاره نمی ترسد دقایقی نگذشته بود که یک خمپاره ۸۲ در سه متری سنگر اصابت کرد و شهید حیدری را در آتش خود فرو برد. به سرعت به بیرون دویدم، دیدم یک ترکش بزرگ شاهرگ گردن شهید حیدری را تراشیده و خون به سرعت به بیرون میریزد با یک بسته گاز زخم او را بستم. خون از دهانش نیز سرازیر شد در این حالت امان از من گرفته شده بود. گفتم قایق را برای رساندن او به بیمارستان آماده نمایند ولی متاسفانه آنقدر آتش سنگیم بود که قایق ران نیز مجروح شده بود به هر حال قایق به حرکت در آمد و سر شهید روی پایم بود هفت دقیقه ای از حرکت ما نگذشته بود که یک لحظه به صورت غلامحسین نگاه کردم حس کردم او با چشمانی معصوم و دنیایی از آرزو مرا نگاه میکند و انگار می خواهد به من چیزی بگوید، در این حالت بود که دیدم بدنش سرد شد و سرش را آرام روی پای من گذاشت و جان به جان آفرین تسلیم کرد. او رفت تا این دنیای پر تلاطم را ترک کند و در کنار دیگر شهیدان قرار گیرد. این حادثه آنچنان بر من و سایر دوستانم تاثیر گذاشت که چند شبانه روز برای او گریه می کردیم. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

کتاب: اسطوره های عشق

نوشته:   مرتضی کرمی

  • حسین ۱۳۹۳/۰۲/۰۲ ۱۰:۳۱

    9 4 پاسخ

    واقعا وبلاگ به روز و پرمحتوایی بود. عکس های دیدنی این وبلاگ رو از دست ندید

  • عبداله حسینی ۱۳۹۳/۰۲/۰۲ ۱۰:۳۵

    5 3 پاسخ

    برای معرفی وبلاگم چکار باید انجام بدم؟
    لطفا راهنمایی کنید

  • علی ۱۳۹۳/۰۲/۰۳ ۱۵:۱۵

    6 3 پاسخ

    کتاب: اسطوره های عشق

    نوشته: مرتضی کرمی

  • امید ۱۳۹۳/۰۲/۱۳ ۱۵:۱۸

    4 3 پاسخ

    حجت‌الاسلام علیرضا سلطانی، ۴۴ ساله است و سه فرزند دارد. وی که بیش از دو دهه در آموزش و پرورش سابقه معلمی فیزیک دارد، معتقد است ما در فقه و اصول از قول خدا صحبت می‌کنیم و در علوم طبیعی از افعال خداوند سخن می‌گوییم. وی علاوه بر تحصیلات دانشگاهی در مقطع خارج فقه و اصول حوزه علمیه نیر تحصیل می‌کند.

  • مهدی ۱۳۹۳/۰۲/۱۳ ۱۵:۱۸

    2 7 پاسخ

    نماینده نسل اول زنان ایرانی، همسر یکی از شهدای پرافتخار دوران دفاع مقدس یعنی شهید «عباس دوران» است؛ خلبان شجاعی که هواپیمای نظامی خود را به هتل محل برگزاری اجلاس سران کشورهای عدم تعهد در بغداد کوبید و مانع از برگزاری این کنفرانس بین‌المللی در عراق شد. اما روایت این مثلا همسر شهید از شوهرش، روایت عجیبی است:

  • زهرا خلیفه ۱۳۹۳/۰۵/۲۵ ۰۱:۰۶

    3 2 پاسخ

    من به داشتن همچین روستای باشکوهی افتخار میکنم و از شما مخصوص از دیار محترم اقای احمد جانارا بابت تلاش های فراوان تشکر میکنم

  • علیرضا مظفری ۱۳۹۳/۰۶/۳۰ ۱۱:۳۹

    2 2 پاسخ

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت نمایندگان محترم شورا ودهیاری بنه گز ممنون از زحماتی ک برای روستا میکشید امیدوارم همیشه سالم و سرافراز باشید.تشکر

  • حیدری ۱۳۹۳/۰۸/۲۹ ۱۵:۵۷

    4 2 پاسخ

    با سلام وخسته نباشید من هم به نوبت خودم از شورای اسلامی ودهیاری بنه گز بابت همه زحمت هاشون تشکر کنم امیدوارم خدا پشت و پناهشون باشه

ارسال نظر